شب یلدا...اجیل.....شیرینی.....انار......هندونه......خرمالو ......
کنار مادر بزرگ ها و پدر بزگ ها خوش بگذره










عکس از الهه


عکس ها از سارا












عکس ها از مهسا نوروزی
عید سعید قربان را به هواداران پوریاپورسرخ تبریک می گویم
با سلام
به در خواست شما عزیزان تایید رو از کامنت های وبلاگ برداشتم
ولی بازم یه کوچولو مسائلی رو باید تذکر بدم
اول اینکه لطفا در وبلاگ چت نکنید
دوم اصلا به شایعات نه گوش بدید و نه حتی مطرح کنید
سوم اگر کسی هم مخالف اقای پورسرخ و خودتون حرفی زد به هیچ عنوان پاسخش را ندید.
به تک تکتون ایمان دارم و می دونم انقدر فهمیده و باهوش هستید که حرف کذب رو تشخیص می دهید
در ضمن به دلیل شروع شدن امتحانات و مشغله کاری که هم من و تمام شما دوستان هم دارید لطفا
کسانی که شماره مبایل من رو دارند ارتباط ما از طریق کامنت خصوصی باشه
چون من واقعا سرم شلوغ هست و اگر اس ام اس و تلفنتون رو نتونم جواب بدم
در حقتون کوتاهی کردم
پس برای همین از قبل گفتم تا سوء تفاهمی پیش نیاد
در ضمن دوستان بازدید کننده هم از طریق میل و کامنت خصوصی برای ارتباط می تونند استفاده کنند
در ضمن من ممکن هست بعضی وقتها روزانه اپ کنم و شما می تونید روزانه به وبلاگ سر بزنید.
ممنون
------------------------------------------
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، روز نهم ذيحجه روز عرفه است، روزي كه زائران سپيدهدم صبح راهي عرفات ميشوند تا در جوي مملو از ايمان، خشوع و خضوع استغفار كرده و اركان اصلي حج را به جا آورند.
| |||
----------------------------------------------------
گفتنی است دکتر سید علی ریاض نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون ایرانیان خارج از کشورمی باشند.لازم بذکر است مراسم تقدیر از بایگران این سریال به زودی در مجلس شورای اسلامی برگزار می شود
مطلب از هانیه عزیز
---------------------------------------
يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد
در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند
چيزي که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن، راهي بود که خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.
مطلب از جمیله کمالی
هنرمند محبوب پوریا پورسرخ در شب یلدا مهمان شیرازی های عزیز می باشد

کاغذ دیواری از مریم
ممنون از دوست خوبم برای کاغذ دیواری زیباشون.
یک مطلب در مورد دوستانی که لطف می کنند کاغذ دیواری درست می کنند و اپلود می کنند برای وبلاگ می فرستند لطفا اسم وبلاگ رو هم اگر براتون مقدور بود تایپ کنید.
متشکرم.
موضوع پیشنهادی(غزال):
اگر بخاین برای کسی که آقای پورسرخ رو نمیشناسه ایشون رو توصیف کنید چه خصوصیاتی از ایشون رو بیان میکنید؟
------------------------------------------------
*«ساعت شني» هم در راديو نقد ميشود*
شاهرضايي در بخشي از برنامه «45 دقيقه» با اشاره به نقدوبررسي برنامههاي رسانههاي ديگر در برنامه «نشاني» از نقدوبررسي سريال «ساعت شني» در هفته آينده خبر داد و اينكه در برنامه نشاني دلايل پربيننده شدن اين سريال خصوصاً در بين جوانان به بحث گذاشته ميشود.
-------------------------------------------------------
نگاهي به سريال «ساعت شني»
مجموعه ساعت شني كه اين روزها در حال پخش از تلويزيون است، بدون عبور از خطوط قرمز، تاثيرگذاري خود را مديون ورود به حيطههاي نو و البته جسورانه است كه به مخاطب، فرصتي براي تجربههاي خاص ميدهد.

در واقع چند وقتي است مجموعههاي تلويزيون، تلاش ميكنند با تكيه بر مضامين تازه از حد و اندازههاي انتظار و سليقه بيننده فراتر رفته و مخاطبان خود را با تمهيداتي مقابل تلويزيون نگه دارند. مجموعههاي «مدار صفردرجه»، «راه بيپايان»، «ميوه ممنوعه» و… نمونههاي موفق اين توجه هستند كه فاصله فكر تا عمل را به حداقل رساندهاند.
اين روزها نيز مجموعه «ساعت شني» از شبكه اول سيما، با شيوهاي جديد در حال پخش است. رويكرد هوشمندانه در پخش يك روز در ميان اين مجموعه، شرايطي فراهم آورده تا به نوعي اتمسفر خاص ساخته شده در مجموعه در فضاي پخش هفتگي پراكنده نشود و با اين شيوه مخاطب را درگير كند.
تحليل نزديك به واقعيت اين است كه ساعت شني، موضوعي حساس و جسورانه را محور قرار داده كه البته در سينما و تلويزيون تا به حال كار نشده، علت اين رويكرد هم نه ممنوع بودن اين حيطه بلكه به همان وجه حساسيت باز ميگردد.
موضوع رحم اجارهاي، از همان مضاميني است كه به نظر ميآيد بنا بر همين تعابير و تحليلهاي شخصي به نوعي خط ممنوع شناخته شده و تا به حال كسي سراغ آن نرفته است ولي احمد رفيعزاده، فيلمنامهنويس ساعت شني با نوع نگاه دراماتيك خود نشان داد كه ميتوان اين موضوع را در رسانه ملي مطرح كرد. در واقع ميتوان ساعت شني را به نوعي ترازو براي محك سطح سليقه مخاطب تعبير كرد كه همواره دستاويز مجموعههاي سطح پايين قرار ميگيرند. معمولا وقتي از سازندگان مجموعههاي تلويزيوني در مورد ضعف كارشان سوال ميشود، سهلالوصول تلويزيون و پاسخ دادن به نياز مخاطب را مطرح ميكنند كه آنها را به سوي روالي تكراري و سطح پايين سوق داده است.
درست است كه تماشاگران تلويزيون، هم سريال جواهري در قصر را نگاه ميكنند هم فيلمهاي سينما چهار و هم مسابقات فوتبال را ولي اين دليل نميشود كه برنامهسازان هم تلاشي براي بالا بردن معيارهاي كيفي تلويزيون انجام ندهند.
رسالت فراموش شده تلويزيون در تربيت مخاطب و ارتقاي سطح سليقه آنها، حلقه گمشدهاي است كه به نظر ميآيد، آرامآرام در حال آشكار شدن و رخنمايي است. ساعت شني مجموعهاي است كه نشان ميدهد ميتوان به مخاطب تلويزيون اعتماد كرد و براي سليقهاش احترام قائل بود.
مريم شيرازي
------------------------------------------------------
وقتي لج تماشاگر درنميآيد...
گزارشي از گفتههاي مخاطبان دربارهي سريال «ساعت شني»
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو
با گذشت پنج قسمت از مجموعهي تلويزيوني «ساعت شني»، اين سريال توانسته است بينندگان قابل توجهي را به خود جلب كند؛ اين مجموعه كه دومين ساختهي بهرام بهراميان پس از «مشق عشق» محسوب ميشود، به اعتقاد اغلب بينندگانش، هم به لحاظ ساختار و هم به لحاظ محتوا درصد قابلقبولي قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، سوژهي تازه و شكستن خطقرمزها از ديگر نكات «ساعت شني» محسوب ميشود كه هشدار ابتدايي آن مبني بر مناسبنبودن اين سريال بر گروه سني كمتر از 16 سال، امكان حرف و حديثهاي بعدي را كمتر ميكند.
اين نكات كه از خلال گفتوگوهاي خبرنگار ايسنا با تعدادي از بينندگان «ساعت شني» به دست آمده، پس از گذشت دوهفته از پخش يك روز در ميان اين سريال دريافت شده و قضاوت كامل و مناسبتر با پايان سريال ممكن خواهد بود.
***
دختري 24 ساله ساكن منطقه 20 تهران «ساعت شني» را سريالي خوب توصيف ميكند كه درعينحال ناآرامي خاصي را در روحيه بيننده ايجاد ميكند.
او در اين ارتباط به صحنه به دارآميختهشدن شوهر مينا (با بازي سام درخشاني) در قسمت دوم اشاره ميكند و ميگويد: در قبال تصميم به ارتكاب چنين عملي، شوهر به زنش فرصت كمي داد و در نتيجه او نتوانست خودش را برساند.
اين دختر 24 ساله همچنين بخشي از سريال «ساعت شني» كه به ناتواني ماهرخ گلستان براي بچهدارشدن ميپردازد را بسيار جذاب ميداند و اضافه ميكند: اين مسأله در بسياري از افراد است و موضوع روز جامعه است.
مادر اين دختر 24 ساله نيز با تائيد صحبتهاي فرزندش از «ساعت شني» به عنوان سريالي چندبعدي ياد ميكند كه تكتك شخصيتهاي اين سريال و داستانهاي آنها مختص به قشر خاصي از جامعه است.
به اعتقاد اين زن 60 ساله «ساعت شني» به صرف تعريف قصهاي خانوادگي در يك آپارتمان محدود نشده است.
وي ادامه داد: هنوز براي قضاوت درباره خوبي و بدي سريال خيلي زود است؛ بايد كمي قصهها جلوتر برود تا ببينيم چه مدنظر كارگردان بوده است.
اين مادر و دختر همچنين در پاسخ به پرسشي درباره پخش يك روز در ميان سريال «ساعت شني» اين رويه را مثبت ارزيابي ميكنند.
دختر دراينباره ميگويد: از آنجا كه ساعت شني سريال متنوعي است پخش آن سهروز در هفته مشكلي ايجاد نكرده است. اما اگر قرار بود سريالي مانند «حلقه گمشده» يك روز در ميان پخش ميشد، اصلا جذاب نبود.
مادر هم با تأييد اين نكتهها در عين حال ميگويد: پخش هر روز ساعت شني هم چندان جالب نبود و جذابيت آن كم ميشد. چراكه مجبور بوديم مشكلات اين افراد را هر روز شاهد باشيم.
مردي 55 ساله كه خود داراي سهفرزند 11، 13 و 22 ساله است به طرح اين پرسش ميپرازد كه چرا اعلام كردهاند «ساعت شني» را نبايد بچههاي زير 16 سال ببينند؟!
وي ادامه ميدهد: درحال حاضر بسياري بچههاي در اين سنوسال با چنين واقعيتهاي هرروز روبهرو هستند و در آن رشد ميكنند پس چرا نبايد سريالي به اين آموزندگي را ببينند؟!
صحبتهاي اين مرد ميانسال درحالي مطرح ميشود كه زني 49 ساله نظري كاملاً متفاوت دارد. او معقتد است از آن جا كه ممكن است سازندگان اين سريال نتوانند به تمامي پرسشهايي كه در ذهن كودكان ايجاد ميشوند، پاسخ گويند پس هشدار ابتدايي سريال كاملاً ضروري و بهجا است.
زني 39 ساله ساكن منطقه دو تهران، «ساعت شني» را سريالي بسيارخوب توصيف ميكند و ادامه ميدهد: اين سريال موضوع جديدي دارد؛ به گونهاي كه پرداختن به چنين موضوعي جسارت ميخواست كه خوشبختانه صداوسيما با اشراف توانست اينكار را انجام دهد.
وي بازيهاي بازيگران «ساعت شني» را مناسب ميداند و اين مسأله كه از بازيگراني استفاده شده كه كمتر در تلويزيون بازي كردهاند، را يك حسن ميداند.
با اينحال اين بيننده خانم، نقش داريوش ارجمند و اصرارهاي وي براي بچهدارشدن دخترش را كميغيرقابل باور ميداند.
اين زن 39 ساله همچنين دربارهي پخش يك روز در ميان «ساعت شني» ميگويد: اتفاق خوبي است؛ چراكه باعث ميشود بيننده با تمركز بيشتري سريالها را ببيند. پخش تعداد بسياري سريال در طول يكهفته گاه باعث ميشود كه ارتباط بيننده با سريال قطع شود.
پسري 19 ساله ساكن منطقه 5 تهران به ايسنا ميگويد كه «ساعت شني» را به خاطر اينكه بازيگران معروف دورهم جمع شدهاند ميبينند.
وي داستان «ساعت شني» را خوب ميداند و ميگويد: اتفاقاً بايد بچههاي زير 16 سال اين سريال را ببينند و با تمام واقعيتهاي اجتماعمان مواجه شوند.
وي همچنين با پخش «ساعت شني» در روزهاي زوج موافق است و در اينباره ميگويد: پخش سريالها يك روز در هفته اعصاب تماشاگر را خورد ميكند. تازه آن يك روز هم با وفات يا مناسبتي مواجه شود كه بايد در هفته منتظر ماند بعضي وقتها هم يك قسمت را دوبار تكرار ميكنند كه حسابي تماشاگر كلافه ميشود.
زني 30 ساله ساكن منطقهي 11 تهران، «ساعت شني» را نسبت به ديگر سريالهايي كه از تلويزيون پخش ميشود، بهتر ميداند و ميگويد: تصويرهاي اين سريال خيلي عالي گرفته شده و انگار فيلم سينمايي ميبينيم؛ ضمن اينكه بازيگران خوبي هم در آن حضور دارند.
وي درعينحال بازي رويا نونهالي را تكراري ميداند و ميگويد: او نقش همان زن خشن و عصبي را دارد كه در «همنفس» داشت. مگر يك بيمار رواني با خانم دكتر تفاوتي ندارد؟!
اين خانم كه در بيرون از خانه كار ميكند پخش يك روز در ميان ساعت شني را مناسب نميداند چراكه بسياري از قسمتها را از دست ميدهد و صحبتها هم نميتواند تكرار آن را ببينند ولي اگر يك روز در هفته پخش ميشد حتماً كارهايش را به گونهاي تنظيم ميكرد كه بتواند آن يكروز را پاي تلويزيون بنشيند.
دختري 17 ساله دربارهي «ساعت شني» ميگويد: چهقدر اين سريال بازيگر معروف دارد! همه در خانه ما طرفدار اين سريال هستند.
خانمي 45 ساله دربارهي «ساعت شني» ميگويد: ساعت شني واقعاً سريال خوبي است. براي اولينبار است كه تلويزيون به چنين موضوعاتي ميپردازد و شايد بتوان گفت، به نوعي قصد آموزش و فرهنگسازي هم دارد.
وي ادامه ميدهد:«ساعت شني»، بسيار شفاف و روشن مشكلات زنان در جامعه فعلي را به تصور ميكشد؛ و از تمام اقشار جامعه چه زنان خانه دار، چه زنان تحصيلكرده، چه زنان مطلقه و چه دختران دانشجو و مجرد در آن نمونهاي وجود دارد.
به اعتقاد اين بيننده تلويزيوني پخش كردن سريالهاي قوي و جذاب سهروز در هفته جواب ميدهد و باعث ميشود كه مخاطب خط اصلي داستان را فراموش نكند. اما پخش سريالي مانند «چهل سرباز» به اين شيوه جالب نخواهد بود.
به اعتقاد مردي 36 ساله ساكن منطقه 11 تهران، «ساعت شني» با وجود شخصيتهاي بسياري كه دارد و گاه باعث كمرنگشدن قصه اصلي ميشوند، قصهاي بسيار نحيف و كمجان دارد كه باعث ريتم كند آن شده است و اشتياق تماشاگر را براي دنبالكردن قصه كم ميكند.
وي پرداختن به سوژهاي نسبتاً بكر و تازه و آشناكردن جامعه با امكانات جديد در حوزه باروري را از محاسن ساعت شني ميداند.
انتهاي پيام
-------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------
درباره ی ریشه فارسی واژه عشق
یک پژوهش جالب
زیباترین واژه ی زبان فارسی که تا چندی پیش همه آن را عربی می دانسته اند و درشعر و ادبیات فارسی و به ویژه عرفان ایرانی جایگاهی بلند و برجسته دارد واژه ی "عشق " است.
این واژه ریشه ی هند و اروپایی دارد و پیشینه ی آن بدین قرار است :
واژه ی "عشق" از -iška اوستایی به معنی خواست، خواهش، میل ریشه میگیرد که آن نیز با واژهی اوستایی -iš به معنای "خواستن، میل داشتن، آرزو کردن، جستجو کردن" پیوند دارد.
واژهی اوستایی -iš دارای جدا شدهها ( مشتقات) زیر است :
: -aēša آرزو، خواست، جستجو
išaiti : میخواهد، آرزو میکند
-išta : خواسته، محبوب
-išti : آرزو، مقصود.
پسوند ka- نیز که در -iška اوستایی وجود دارد کاربرد بسیار دارد و برای نمونه در واژههای زیر دیده میشود: mahrka مرگ
-araska رشک، حسد
-aδka جامه، ردا، روپوش
-huška خشک
-pasuka چهارپا، ستور
-drafška درفش
-dahaka گزنده ( ضحاک )
واژهی اوستایی -iš هم ریشه است با :
در سنسکریت :
-eṣ آرزو کردن، خواستن، جُستن
-icchā آرزو، خواست، خواهش
icchati میخواهد، آرزو میکند
-iṣta خواسته، محبوب
-iṣti خواست، جستجو
در ِ زبان پالی :
-icchaka خواهان، آرزومند
همچنین، به گواهی شادروان فرهوشی، این واژه در فارسی ِ میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، میل، ثروت، خواسته و مال باز مانده است.
خود واژههای اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهی هند و اروپایی نخستین یعنی -ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن میآید که شکل اسمی آن -aisskā به معنای خواست، میل، جستجو است.
در بیرون از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز مشتقاتی از واژهی هند و اروپایی نخستین -ais حفظ شده است، از آن جمله اند:
در اسلاوی کهن کلیسایی isko, išto جستجو کردن، خواستن؛ iska آرزو
در روسی iskat جستجو کردن، جُستن
در لیتوانیایی ieškau جستجو کردن
در لتونیایی iēskât جستن شپش
در ارمنی aic بازرسی، آزمون
در لاتین aeruscare خواهش کردن، گدایی کردن
در آلمانی بالای کهن eiscon خواستن، آرزو داشتن
در انگلیسی کهن ascian پرسیدن
در انگلیسی امروز askپرسیدن، خواستن
اما لغتنامه نویسان سنتی ما واژهی عشق را به واژه ی عَشَق عربی (ašaq') به معنای "چسبیدن" (منتهیالارب)، "التصاق به چیزی" (اقربالموارد) مربوط کرده اند. نویسندهی "غیاثاللغات" میکوشد میان "چسبیدن، التصاق" و "عشق" رابطه بر قرار کند و می نویسد:
« مرضی است از قسم جنون که از دیدن صورت حسن پیدا میشود و گویند که آن مأخوذ از عَشَقَه است و آن نباتی است که آن را لبلاب گویند چون بر درختی بچسبد آن را خشک کند. همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود صاحبش را خشک و زرد کند».
از آنجا که عربی و عبری جزو ِ خانوادهی زبان های سامیاند، واژههای اصیل سامی معمولن در هر دو زبان عربی و عبری با معناهای همانند اشتقاق مییابند. و جالب است که واژه ی "عشق" همتای عبری ندارد و واژهای که در عبری برای عشق به کار میرود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) خویشاوندی دارد. واژهی دیگر عبری برای عشق "خَشَق" (xašaq) است به معنای خواستن، آرزو کردن، وصل کردن، چسباندن، لذت که در تورات عهد عتیق بارها به کار رفته است (برای نمونه: سفر تثنیه ۱۰:۱۵، ۲۱:۱۱؛ اول پادشاهان ۹:۱۹؛ خروج ۲۷:۱۷، ۳۸:۱۷؛ پیدایش ۳۴:۸).
بنا بر نظر استاد اسکات نوگل : واژهی عبری خَشَق xašaq و عربی عَشَق ašaq' هم ریشه نیستند. واک ِ "خ" عبری برابر "ح" یا "خ" عربی است و "ع" عبری برابر "ع" یا "غ" عربی، و آن ها با هم در نمیآمیزند. همچنین، معمولن "ش" عبری به "س" عربی تغییر می کند و برعکس. خَشَق عبری به احتمال در آغاز به معنای "بستن" یا "فشردن" بوده است، آن گونه که برابر آرامی آن نشان میدهد.
همچنین، استاد ورنر آرنولد تأکید میکند که "خ" عبری در آغاز واژه همیشه در عربی به "ح" تغییر می کند و هرگز "ع" نمیشود.
نکتهی دیگر این که "عشق" در قرآن نیامده است و واژهی بهکار رفته در آن همان مصدر حَبَّ (habba) است که یاد شد با جداشدههایش مانند شکل اسمی حُبّ (hubb) .
در عربی امروز نیز واژهی عشق کاربرد بسیاری ندارد و بیش تر حَبَّ (habba) و اشکال جداشدهی آن به کار میروند مانند: حب، حبیب، حبیبه، محبوب و دیگرها.
فردوسی نیز که برای پاسداری از زبان فارسی از به کار بردن واژههای عربی آگاهانه و کوشمندانه خودداری میکند ( اگر چه واژه هایی از آن زبان را به ناگزیر در این جا و آن جای شاهنامه به کار یرده است) با این حال واژهی عشق را به آسانی و رغبت به کار میبرد و با آن که آزادی شاعرانه به او امکان میدهد واژهی دیگری را جایگزین عشق کند. واژهی حُب را که واژهی اصلی و رایج برای عشق در عربی است و مانند عشق نیز یک هجایی است و از این رو وزن شعر را به هم نمیزند، به کار نمیبرد. خداوندگار شاهنامه با آن که شناخت امروزین ما را از زبان و ریشهشناسی واژههای هند و اروپایی نداشته است به احتمال قوی میدانسته است که عشق واژهای فارسی است. وی از جمله می گوید:
بخندد بگوید که ای شوخ چشم ز عشق تو گویم نه از درد و خشم
نباید که بر خیره از عشق زال نهال سرافکنده گردد همال
پدید آید آنگاه باریک و زرد چو پشت کسی کو غم عشق خورد
دل زال یکباره دیوانه گشت خرد دور شد عشق فرزانه گشت
این احتمال نیز وجود دارد که فردوسی خود واژهی عشق را نه با "ع"، بلکه به شکل "اِشق" و یا حتا "اِشک" نوشته باشد که البته پی بردن به این نکته کار آسانی نیست، زیرا کهنترین دستنوشت بازماندهی شاهنامه به درحدود دو سده پس از فردوسی برمیگردد. دقیق تر گفته باشیم، این دستنوشت نسخهای است که در تاریخ ۳۰ محرم ۶۱۴ قمری رونویسی آن به پایان رسیده است (برابر با دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه سال ۵۹۶ گاهشمار خورشیدی ایرانی و ۱۵ ماه مه ۱۲۱۷ میلادی).
ترادیسی ِ واک ِ فارسی ِ "ک" به عربی ِ "ق" نیز کمیاب نیست، چند نمونه: کندک ، خندق، زندیک ، زندیق، کفیز ، قفیز، کوشک ، جوسق.
کوتاه آن که واژهی اوستایی –iš که خود از ریشهی هند و اروپایی نخستین یعنی -ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن میآید، واژهی –iška و بعد išk را در فارسی میانه پدید آورده است و سپس به عربی راه یافته است که دربارهی چه گونگی گذر این واژه به عربی نیز میتوان دو امکان را تصور کرد:
نخستین امکان آن است که išk در دوران ساسانیان، که ایرانیان بر جهان عرب تسلط داشته اند (بهویژه بر حیره، بحرین، عمان، یمن، و حتا حجاز) به عربی وارد شده است..( برای آگاهی بیش تر از چه گونگی تأثیر فارسی بر عربی در دوران پیش از اسلام نگاه کنید به کتاب خواندنی آذرتاش آذرنوش "راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی"، چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۵۴)
امکان دوم این است که عشق در آغاز دوران اسلامی به عربی وارد شده باشد و از آن جا که لغتنویسان و نویسندگان آن دوره از خاستگاه ایرانی این واژه آگاهی نداشتهاند، که مفهوم "خواستن و جستجو کردن" را دارد، آن را با عربی عَشَق، که به معنی "چسبیدن" است، درآمیخته اند.
یک نکته ی جالب در این رابطه کند و کاو در مفهوم عشق در عرفان ایرانی است که عشق را با "جستجو" و "گشتن" پیوند میدهد. به یاد آورید منطقالطیر عطار و جستجوی مرغان را در طلب سیمرغ و یا بیت معروف مولوی را:
هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
که نشان دهنده ی معنی واژه ی عشق با ریشهی فارسی آن یعنی "خواستن" و "جُستن" است،
سپاس گزاری :
نویسنده ی این مطلب از آقای اسکات ب. نوگل پروفسور پژوهش های انجیلی و باستانی در خاور نزدیک ریاست بخش تمدن و زبان های خاور نزدیک از دانشگاه واشنگتن برای پاسخ گویی پیرامون ریشه شناسی واژه ی xašaq. و همچنین از آقای دکتر ورنر آرنولد پروفسور پژوهش های زبان های سامی از بخش زبان ها و فرهنگ های خاور نزدیک از دانشگاه هایدلبرگ، آلمان و نیز جناب آقای دکتر جلیل دوستخواه پروفسور پژوهش های اوستایی برای تذکرات ایشان بر نخستین یادداشت های این نوشته سپاس گزاری می کند.
منبع : پایگاه پژوهشی ایران شناختی





یکشنبه ۲۵ اذر
تیم والیبال هنرمندان
با حضور افتخاری پوریا پورسرخ
در سالن شهید دستغیب شیراز
ساعت ۱۸
مصاحبه تصویری با آقای پورسرخ
در برنامه چشم انداز در جام جم ۱























لینک دانلود و عکس ها از وبلاگ پربار و عالی فرزانه



کاغذ دیواری ها از الهام

با تشکر از الناز عزیز



با تشکر از رکسانا راستین برای این کاغذ دیواری های زیبا
امشب ساعت ۲۲ شبکه ۵ قسمت دوم برنامه دست به نقد که به نقد سریال شکرانه با حضور عوامل و بازیگر این سریال یعنی اقای پورسرخ می پردازد رو حتما تماشا کنید
| آغاز جشنواره کوثر | ||
|
| ||
| چهارشنبه 21 آذر ماه 1386 02:22 | ||
:سومين جشنواره فيلم کوثر ديروز با زيارت جمعي از اهالي سينما از بارگاه حرم مطهر امام رضا (ع) و نيز ديدار با خانواده هاي شهداي مشهد آغاز به کار کرد. به گفته يزدان عشيري ، معاون امور رسانه اي و اطلاع رساني جشنواره ، در روز اول جشنواره پوران درخشنده ، امير قويدل ، رضا کيانيان ، عاطفه رضوي ، کيانوش عياري ، علي دهکردي ، داوود رشيدي ، مهدي سجاده چي ، علي اکبر قاضي نظام ، حسين ترابي ، حميد بهمني و شيرين بينا حضور يافتند. وي افزود: در روزهاي آينده ، به اين هنرمندان افراد ديگري چون جواد شمقدري ، محسن علي اکبري ، محمد درمنش ، محمدرضا جعفري جلوه ، مجيد شاه حسيني ، محمود اربابي ، محمد آفريده ، ابراهيم حاتمي کيا، رخشان بني اعتماد، مريلا زارعي ، شبنم قلي خاني ، ترانه عليدوستي ، رسول صدرعاملي ، عليرضا رضاداد، رويا تيموريان ، مسعود رايگان ، محمدمهدي حيدريان و محمدحسن پزشک و... اضافه خواهند شد. امروز علاوه بر نمايش فيلم هايي مثل مصائب دوشيزه (مسعود اطيابي)، پروانه اي در مه (جواد کاسه ساز)، ميم مثل مادر (زنده ياد رسول ملاقلي پور)، اشک سرما (عزيزالله حميدنژاد)، بچه هاي ابدي (پوران درخشنده)، مرثيه برف (جميل رستمي) چند فيلم خارجي مانند خواهرخوانده ها (کيم لوايس کامرون انگلستان)، قصه يک نگهبان قبرستان (چيترا پالکار هند) و الکساندر (الکساندر سوکوروف فرانسه و روسيه) نيز نمايش داده مي شوند. همچنين در بخش هاي مختلف ، فيلم هاي کوتاه و مستند و 135 ثانيه اي نيز به نمايش درخواهد آمد و جلسات نقد و بررسي آثار نيز در مجموعه سينمايي سيمرغ شهر مشهد برگزار خواهد شد. | ||
-------------------------------------------------
| / در حاشیه "ساعت شنی" / |
| تجربهای خاص در حیطهای جسورانه |
| مجموعه "ساعت شنی" که این روزها در حال پخش از تلویزیون است بدون عبور از خطوط قرمز تأثیرگذاری خود را مدیون ورود به حیطههای نو و البته جسورانه است که به مخاطب فرصتی برای تجربههای خاص میدهد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون جمهوری اسلامی ایران این روزها مقطعی پرمخاطره و حساس را می گذراند. ورود به حیطههای خاص و تجربه نشده در مدیوم تلویزیون از مسائلی است که اخیراً انعکاسی خاص پیدا کرده و رویکرد سیما و البته تعابیر ارائه شده از این رویکرد می تواند مورد تحلیل قرار بگیرد. در واقع چند وقتی است مجموعههای تلویزیون تلاش میکنند با تکیه بر مضامین تازه از حد و اندازههای انتظار و سلیقه بیننده فراتر رفته و این مخاطب گریزپا را با تمهیداتی مقابل تلویزیون نگه دارند. تولیدات پرهزینه و تاریخی چون "در چشم باد" و همین مجموعه "روزگار قریب" که این روزها در حال پخش است، ماحصل نهادینه شدن این تفکر در رسانه ملی هستند که رویکرد این سازمان را در توجه به تاریخ و مقاطع تاریخی نشان می دهد.
اما در مجموعه های معاصر هم تلاش این رسانه برای متفاوت شدن چندی است خودنمایی می کند و مجموعه های "مدار صفر درجه"، "راه بی پایان"، "میوه ممنوعه" و ... نمونه های موفق این توجه هستند که فاصله فکر تا عمل را به حداقل رسانده اند. مخاطبان تلویزیون هم این تفاوت سطح را مورد توجه قرار داده و میزان استقبال از این مجموعه ها خود گویای این بذل توجه است. اما در مقابل "حلقه سبز"، "سالهای برف و بنفشه"، "شکرانه" و ... نمونه هایی هستند که نتوانستهاند اندیشه پیشرو بودن را به فعلیت مناسب بدل کنند و البته این از ویژگیهای اجتنابناپذیر آزمون و خطاست. این روزها مجموعه "ساعت شنی" از شبکه اول سیما با شیوهای جدید در حال پخش است. رویکرد هوشمندانه در پخش یکروز در میان این مجموعه شرایطی فراهم آورده تا به نوعی اتمسفر خاص ساخته شده در مجموعه در فضای پخش هفتگی پراکنده نشود و با فشردگی به نوعی مخاطب را به طور مداوم درگیر خود کند. ارزشهای بالقوه مجموعه با این شیوه به فعلیت مناسب رسیده و مخاطب را به شدت درگیر خود کرده است. از همین روست که هنوز چهار قسمت از پخش مجموعه نگذشته، مطالب، نقدها، نظرات و تحلیلها درباره آن آغاز شده است. هر چند نقد زودهنگام این مجموعه 26 قسمتی را در نخستین گامها نوعی سهلنگری می دانیم، اما پرداختن به ویژگیهایی که این روزها به "ساعت شنی" نسبت داده میشود، در چنین مقطعی به نظر لازم می آید. در اغلب مطالب نوشته شده مزیت این مجموعه به عبور از خطوط قرمز تلویزیون معنا میشود. تعریفی که به نظر می آید برخاسته از درکی نادرست از خطوط قرمز تلویزیون است. اینکه تا به حال سینما که عرصه آزادتری برای پرداختن به موضوعات حساس و حتی خطوط قرمز است تاکنون سراغ این موضوع نرفته، نمیتواند به این مفهوم باشد که این مجموعه خط شکنی کرده است. در واقع شاید خط قرمز را بتوان به مفهومی بهتر به شکستن یکسری از مفاهیم، مناسبات و خطوط که در تفکر کلی جامعه وجود دارد، نسبت داد. با این اندیشه مثلاً میتوان شوخی با روحانیت در "مارمولک" یا شوخی با جنگ و شهادتطلبی در "لیلی با من است" را نوعی شکستن خط قرمز تعبیر کرد نه صرفاً وارد شدن به هر حیطه ای برای اولین بار. تحلیل نزدیک به واقعیت این است که "ساعت شنی" موضوعی حساس و جسورانه را محور قرار داده که البته در سینما و تلویزیون تا به حال کار نشده و علت این رویکرد هم نه ممنوع بودن این حیطه بلکه به همان وجه حساسیت بازمی گردد. به نظر می آید یکسری بایدها و نبایدها در اذهان هنرمندان، مسئولان و مدیران و ... وجود دارد که آنها را از رفتن سراغ مضامینی خاص برحذر میدارد و این دور باطل دهان به دهان و سینه به سینه گشته تا اینکه بدل به خط قرمز مجازی شده، بدون آنکه در واقعیت وجود داشته باشد. موضوع رحم های اجاره ای هم از همان مضامینی است که به نظر می آید بنا بر همین تعابیر و تحلیل های شخصی به نوعی خط ممنوع تعبیر شده و تا به حال کسی سراغ آن نرفته است. ولی احمد رفیع زاده فیلمنامهنویس "ساعت شنی" با نوع نگاه دراماتیک و مدرن خود به این مضمون و تفکری که بر کار حاکم کرده، نشان داد میتوان این موضوع را در رسانه ملی مطرح کرد آن هم بر بستر قصه ای به شدت زنانه و البته تیره. نکته مهم دیگر در مورد "ساعت شنی" تنها ورود به حیطه های جسورانه و حساس داستانی نیست، بلکه به نظر می آید همه مجموعه عوامل به گونه ای کنار هم قرار گرفته اند که ماحصل کار چیزی فراتر از معیارهای تلویزیونی شود. از گروه بازیگران حرفه ای و بازی های درخشان، فیلمبرداری سیال، کارگردانی ساختارشکن، روایتی متقاطع ... و نهایتاً مجموعه ای که مخاطب تلویزیونی را که در بمباران مجموعه های بی بو و خاصیت قرار دارد، وادار به دیدن تفاوت ها و مقایسه می کند.
در واقع می توان "ساعت شنی" را به نوعی ترازو برای محک سطح سلیقه مخاطب تعبیر کرد که همواره دستاویز مجموعه های سطح پائین قرار می گیرد. معمولاً وقتی از سازندگان این مجموعه ها در مورد ضعف کارشان سئوال میشود سهل الوصول بودن تلویویون و پاسخ دادن به خواست و نیاز اولیه مخاطب را مطرح می کنند که آنها را به سوی روالی تکراری و نازل سوق داده است. این درست که تماشاگر تلویزیون هم مجموعه های برنامه خانواده را نگاه می کند هم "جواهری در قصر" و هم فیلم های سینمایی برنامه سینما چهار و البته مسابقات فوتبال را. ولی این نکته دلیل نمی شود که برنامهسازان هم تلاشی برای بالا بردن معیارهای کیفی تلویزیون انجام ندهند و در واقع به ساده نگری خو کنند. رسالت فراموش شده تلویزیون در تربیت مخاطب و ارتقاء سلیقه آنها حلقهای گمشده است که به نظر می آید آرام آرام در حال آشکار شدن و رخ نمایی است. "ساعت شنی" نمونهای است که نشان می دهد می توان به مخاطب تلویزیون اعتماد کرد و برای سلیقه اش احترام قائل بود. |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۴۶ , ۱۳۸۶/۰۹/۲۰ |


کاغذ دیواری ها از ارزو
کمال تشکر و قدر دانی از ایشان دارم


سریال ساعت شنی
قسمت سوم
موضوع پیشنهادی (دلناز):
با سلام
ممنون از حضور گرم تک تک شما عزیزان
همونطور که مطلع شدید اقای پورسرخ در یک مستند به صورت
افتخاری حاضر شدند و پروژه ی قطعی از حضور ایشان هم (دعوت)اقای حاتمی کیا می باشد
که از دی ماه فیلمبرداری این فیلم ۶ اپیزودی اغاز می شود
و مطلب بعدی دو تا از بچه های وباگ متاسفانه حال پدرانشون خوب نیست و
من ازتون در خواست می کنم براشون صمیمانه دعا کنید
من که همیشه تک تک شما رو دعا می کنم
لطفا در بحث هم شرکت کنید
متشکرم
----------------------------------------------
| |||
|
«مسعود اطيابي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد زمان اكران آخرين فيلم خود با نام «مصائب دوشيزه» گفت: اين فيلم بيست و سوم بهمن ماه و با انتهاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر، در گروه سينمايي فرهنگ روي صحنه ميرود. | |||
----------------------------------------------
| وضعيت نامناسب پخش سريال ها |
|
|
|
سيدمحسن يوسفيفرانسيس فورد کاپولا در جايي گفته «نمايش فيلم براي من مهم تر از توليد آن فيلم است.» هر اثر فرهنگي به هر اندازه که زحمت و هزينه برده باشد، وقتي کامل مي شود که در نحوه عرضه آن نيز دقت و هوشمندي به خرج رود. اين هوشمندي يک اتفاق نيست که گاهي به طور ذوقي از پديدآورندگان يا مسوولان توزيع آثار فرهنگي سر زند، بلکه يک تخصص جدي و حرفه يي است. اين تخصص که در کشور ما وجود خارجي ندارد، در مهم ترين و گسترده ترين عرصه آثار فرهنگي يعني سينما و تلويزيون رنگ جدي تر به خود مي گيرد. به طور مثال در سينماي امريکا کميته تخصصي اکران فيلم در تمام کمپاني هاي معظم وجود دارد. اين کميته ها هم با انجمن سينماداران امريکاي شمالي و هم با يکديگر در تعامل هستند. کمپاني يونيورسال کميته يي 35 نفره دارد که داراي تخصص هاي مختلف مردم شناسي، جامعه شناسي، روان شناسي، اقتصاد و سينما هستند. حتماً هنگام خواندن اخبار توليد هاليوود متوجه شده ايد که تاريخ دقيق و نحوه اکران فيلم را نيز در آستانه توليد مشخص کرده اند. يعني آنها قبل از شروع فيلمبرداري روز شروع اکران و طبقه نمايش فيلم و تعداد سالن ها را مي دانند. اين اتفاق با عرض شرمندگي در کشورهايي مثل هند، هنگ کنگ، ژاپن، چين و اروپاي غربي هم مي افتد و ايران تنها کشور جهان است که هم در حوزه سينما و تلويزيون توليد کمي مناسبي دارد و هم فاقد اين تخصص است. معضلات پيچيده اکران سينماهاي کشور شاهدي بر اين فقدان است. در تلويزيون هم اين روند انجام مي گيرد. شبکه بي بي سي وقتي يک سريال مي سازد، دقيقاً از تاريخ شروع پخش و ساعت نمايش آن هم خبر مي دهد. در تلويزيون کشور ما براي تاييد فيلمنامه ها سه شوراي تخصصي گروه فيلم و سريال، طرح و برنامه شبکه و طرح و برنامه معاونت سيما هر کدام به طور مجزا متن ها را مورد بررسي کامل و اصلاح قرار مي دهند. با زحمت فراوان و بودجه محدودي که به زحمت فراهم شده، مراحل طاقت فرساي توليد يک سريال صورت مي گيرد اما در هنگام نمايش هيچ شورايي که بتواند کنداکتور(زمان پخش) مناسب اين مجموعه را تعريف کند، وجود ندارد. سريال ها بدون در نظر گرفتن شرايط روز، مجموعه هاي در حال پخش ديگر و پتانسيل کارها پخش مي شوند. هنوز نمي دانيم که فلان مجموعه اصلاً به درد پخش هفتگي مي خورد يا شبانه؟ بسياري از مجموعه ها در پخش هفتگي به دليل جنس کار صدمه مي خورند و لازم است شبانه پخش شوند که در همه جاي دنيا هم چنين مجموعه هايي داريم. بالعکس بسياري ديگر با پخش شبانه خراب مي شوند. هيچ گروهي نيست که بتواند اين مورد را بررسي کرده و تشخيص دهد. اخيراً هم که به مدل عجيب و غيرمتداول پخش يک شب در ميان(سريال ساعت شني) رسيده ايم. مورد ديگري که در جدول پخش مجموعه ها بايد به آن توجه شود، ساير مجموعه هاي در حال پخش است. همين امسال پخش همزمان دو مجموعه مدارصفردرجه و سال هاي برف و بنفشه که از مشترکات بسيار و ژانر مشابه بهره مي بردند، به هر دو کار لطمه زد. يا به عنوان نمونه طي 6 ماه تابستان و پاييز امسال 8 سريال از مجموع 15 سريال ايراني با قالب مشترک پليسي- خانوادگي به طور هفتگي روي آنتن بودند. گويي اين ژانر به عنوان گونه سال انتخاب شده است. در حالي که پخش چند مجموعه طنز، تاريخي، سياسي و اجتماعي يا صرفاً پليسي يا ملودرام و جابه جايي اين مجموعه هاي مشابه مي توانست تنوع صحيحي به وجود آورد. حتماً پاسخ مسوولان پخش اين خواهد بود که ما از همين سريال هاي موجود مي توانستيم استفاده کنيم و سريال ديگري آماده پخش نداشتيم. اين همان چيزي است که بايد از آن به عنوان عذر بدتر از گناه نام برد، چرا که اين کميته نداشته تعيين کنداکتور در سيما کارش را بايد از زمان توليد اين مجموعه ها آغاز کند. حتي اين کميته در صورت تشکيل، بايد بتواند بر تقدم و تاخر آغاز توليد مجموعه ها نظر دهد و با توجه به کنداکتوري که بايد 6 ماه يا 9 ماه بعد ببندد، تصميم بگيرد. اگر قرار باشد اين تصميم گيري در لحظه آخر صورت پذيرد، طبعاً دايره انتخاب بسيار محدود است. نتيجه اين مي شود که درست پس از يک ماه متوالي(ماه رمضان) که بيننده هر شب با سريال اغما در فضاي بيمارستان و دنياي پزشکان سير کرده، حالا بلافاصله بايد شاهد پخش دو مجموعه مشابه حلقه سبز و روزگار قريب باشد. در واقع دو مجموعه پرهزينه سيما که سال ها براي توليد آن زحمت کشيده شده در بدترين شرايط پخش مي شود. همين که تلويزيون مجموعه هايي از حاتمي کيا، عياري، تبريزي و فخيم زاده را با هم پخش کند و تازه با سريال هاي شبانه و يک شب در ميان پربيننده هم زمانش کند، خود نوعي بي برنامگي است، چرا که جنس مجموعه هاي نامبرده(حداقل کارهاي حاتمي کيا، عياري و تبريزي) بسيار مشابه است و هر سه از فضاي سنگين تري نسبت به مجموعه هاي مخاطب عام برخوردارند. پخش اين مجموعه ها بايد باحوصله و لابه لاي مجموعه هاي با سطح سليقه عموم پخش شود، چرا که نمايش همزمان آنها نوعي زدگي و مخاطب گريزي به دنبال دارد. بالا بردن سطح سليقه تماشاگر هم کاري ساده و ناگهاني نيست و مستلزم يک برنامه دقيق، تدريجي و زمانبر است. ته ماجرا هم اينکه مي توانيد «نداشتن کميته تخصصي نمايش» در سينما و تلويزيون کشور را بگذاريد به حساب همه نداشته هاي ديگرمان و بگوييد «اينم روش». |
-------------------------------------------------------
| تاریخچه عطر و اودکلن | |
| 1386-09-16 | نویسنده شهرزاد نیوز |
|
شهرزاد نیوز: کلمه عطر از کلمه لاتین "پِر" به معنای "از میان" و "فوموس" به معنای دود میآید. فرانسویها، بوی خوشی را که در هوا پخش میشد، "عطر" نامیدند.
یونانیان از صنعت سفالگری خود برای ساختن ظروف عطر استفاده کردند. آنها فلاسکهایی در اشکال مختلف میساختند و آنها را با اشکال هندسی، تصویر حیوانات، صحنههایی از اسطوره یا زندگی روزمره با پیکرههای سیاه یا قرمز تزئین میکردند. کلاسیکترین و متداولترین فرم، "لکیتوس"، شیشههایی باریک و ظریف، بودند.
لینک مطلب http://www.shahrzadnews.org/article.php5?id=743 آرشیومقالات شهرزاد نیوز را اینجا بخوانید | |
حضور پوریاپورسرخ در دعوت


ممنون از ریمای عزیز برای ارسال عکس ها
فیلم مستند-داستانی "بازگشت بولوفایل"به کارگردانی فری یاثمرانی که در ژانر سینمای شاعرانه جنگ قرار می گیرد درباره آخرین اسرای ایرانی باقی مانده در عراق و سربازهائی که در سیاهچال ها به سر می برند است که نکته قابل توجه حضور پوریا پور سرخ برای ایفای یکی از نقشهای اصلی این فیلم است .او دو روز قبل با گریمی متفاوت جلوی دوربین این فیلم رفت . نام فیلم از رنگ پرونده اسرای ایرانی که در کمیته ژنو آبی بوده گرفته شده است. داستان این فیلم درباره آخرین وضعیت اسرای ایرانی باقیمانده در عراق است که با پیگیری چاپ عکسی در روزنامه تایم لندن از اسیر جنگ"مسعود ثمرانی "آغاز می شود.
محقق,نویسنده,کارگردان:فری یاثمرانی
تهیه کننده:مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
ممنون از دوست عزیز سهراب که این خبر رو برای من فرستادند
اول در مورد صحت ان مطمئن نبودم اما العان با پیگیری که کردم به اطلاعتون می رسونم که هنرمند محبوبمون اقای پورسرخ در یک مستند به نام "بازگشت بولوفایل" یک حضور کوتاه و افتخاری داشتند
در این مستند به خاطر شباهت زیادی که اقای پورسرخ به شهید مورد نظرداشته اند این نقش کوتاه را افتخاری ایفا کردند.
امروز زمین زنده می شود
|
|
دحو الارض ؛ فرصتی برای عبادت و مغفرت
پنجشنبه (امروزا) روز «دحوالارض» است. در متون و روايات دينی، برای اين روز و شب پيش از آن آثار و بركاتی ذكر شده است.
برای بهرهگیری کاربران گرامی سایت از برکات و اعمال این شب و روز مبارک، مطلب زیر تقدیم می شود:
1. تعریف
دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.
2. ذوالقعده؛ ماه حرام
ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماههای حرام است. ماههای حرام زمانهایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژهای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان كرد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.
3.مناسبت های دیگر این روز
گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
· میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام .
· میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام .
· خروج رسول اکرم صلی الله عليه و آله از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس اميرالمؤمنين و حضرت زهرا سلام الله علیهما و نیز تمامی همسران و بسياري از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی میکردند.
· در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.
4. اعمال شب و روز دحو الارض
* روزه :
روز دحوالارض از چهار روزی است كه در تمام سال به فضيلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روايتى آمده است كه روزهاش مثل روزه هفتاد سال است ؛ و در روايت ديگر كفاره هفتاد سال است و هر كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود ؛ و هر چه در ميان آسمان و زمين وجود دارد براى كسی كه در اين روز روزهدار باشد استغفار میكنند. و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسيارى است و از براى اين روز به غير از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل وارد است .
* نماز :
نمازى كه در كتب شيعه قميين روايت شده .
و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ پس دعا كند و بخواند يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِي عَثْرَتِي يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِي يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِي وَ مَا عِنْدِي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ .
* دعا :
خواندن اين دعا است كه شيخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن
اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ كَاشِفَ كُلِّ كُرْبَةٍ أَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ أَيَّامِكَ الَّتِي أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِينَ وَدِيعَةً وَ إِلَيْكَ ذَرِيعَةً وَ بِرَحْمَتِكَ الْوَسِيعَةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ الْمُنْتَجَبِ فِي الْمِيثَاقِ الْقَرِيبِ يَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ كُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى كُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِكَ الْمَخْزُونِ غَيْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَكْرَمَ مَرْجُوٍّ يَا كَفِيُّ يَا وَفِيُّ يَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِيٌّ الْطُفْ لِي بِلُطْفِكَ وَ أَسْعِدْنِي بِعَفْوِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ وَ لا تُنْسِنِي كَرِيمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ أَمْرِكَ وَ حَفَظَةِ سِرِّكَ وَ احْفَظْنِي مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى يَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِي أَوْلِيَاءَكَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِي وَ حُلُولِ رَمْسِي وَ انْقِطَاعِ عَمَلِي وَ انْقِضَاءِ أَجَلِي اللَّهُمَّ وَ اذْكُرْنِي عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِيَنِيَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِي دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِي مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ مُرَافِقِي أَوْلِيَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ وَ بَارِكْ لِي فِي لِقَائِكَ وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِيئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِي حَوْضَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِي مِنْهُ مَشْرَبا رَوِيّا سَائِغا هَنِيئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِي خَيْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِيعَادٍ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِيَائِكَ الْمُسْتَأْثِرِينَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِكْ أَشْيَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِكَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِكَهُمْ وَ ضَيِّقْ عَلَيْهِمْ مَسَالِكَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِكَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِيَائِكَ وَ ارْدُدْ عَلَيْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِينِكَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِكَ فِي أَعْدَائِكَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِكَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَيْتَ إِلَيْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَكَ حَتَّى تَرْضَى وَ يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ جَدِيدا غَضّا وَ يَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ يَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَى جَمِيعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِي كَرَّتِهِ حَتَّى نَكُونَ فِي زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِكْ بِنَا قِيَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَيَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَيْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَيْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَيْهِ [عَلَيْهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
* زيارت حضرت امام رضا عليه السلام :
كه بهترين و بافضيلتترين عمل مستحبی اين روز است.
* غسل
* ذكــر خداوند :
معنای ذكر، فقط گفتن الفاظ و اوراد و نامهای خداوند نيست. بهترين نوع ذكر خدا، به ياد خدا بودن و او را بر اعمال و گفتار و كردار خويش ناظردانستن است.

پوستر از دلناز عزیز که در خارج از ایران زندگی می کنند
کمال تشکر و قدر دانی رو از این دوستمون دارم
موضوع بحث:
نظر شما در مورد سیاست جدید شبکه ملی برای پخش
فیلم های ایرانی در روز های زوج و فیلم های خارجی در روزهای فرد
به صورت سه روز در هفته برای جذب مخاطب و رساندن
پیام سریال ها چیست؟؟؟؟
انعکاس ان در بین اطرافیانتان چگونه بوده است؟؟؟


کاغذ دیواری ها از ارزو عزیز
ایشون خیلی لطف دارند وقتی کاغذ دیواری می فرستند هم خودشون اسم وب رو روش تایپ
می کنند هم اپلود می کنند و واقعا این کارشون خیلی به من کمک می کنه
ازشون کمال تشکر رو دارم

این عکس از مریم عزیز










عکس های سریال پرخاطره وفا از الهام عزیز
با سلام
بچه ها اگر موافق باشید از این به بعد بعد از پایان نماش سریال ساعت شنی همگی مثل ماه رمضان بیان تو وب و یه چند دقیقه یی کنار هم باشید چون درس و مشغله باعث شده خیلی از هم دو بشیم .
اگر موافق بودید میشه هفته ایی سه بار ...شنبه...دو شنبه....چهارشنبه.....بعد از ساعت شنی
| ساعت شني امتحان مخاطبشناسي ميدهد | ||
|
| ||
| دوشنبه 12 آذر ماه 1386 02:58 | ||
| ||
:مخاطبان سيما نسبت به يک سريال نمايشي که سه بار در هفته نمايش داده ميشود چه واکنشي نشان خواهند داد؟ اين سوالي است که ما هم مانند خيلي از مخاطبان سيما منتظريم تا ببينيم با نمايش سريال «ساعت شني» از شبکه يک سيما شاهد آن باشيم. تا مدتها سريالهاي مختلف به شکل هفتگي از شبکههاي مختلف سيما پخش ميشد. پخش پيوسته سريالها هم يا درباره سريالهاي سيماي خانواده اعمال ميشد و يا شامل سريالهاي طنز نود شبي ميشد که هميشه از لحاظ کيفي در سطح پايينتري از آثار معمول سيما قرار ميگرفتند. اين روزها حجم برنامههاي نمايشي سيما آنقدر زياد شده که ظاهرا براي جلوگيري از ريزش مخاطبان دست به ابتکار جالبي زدهاند و يک سريال نمايشي را سه شب در هفته پخش ميکنند. به گزارش خبرنگار ما سريال ساعت شني که از امشب شاهد نمايش آن خواهيد بود، روايت داستان خود را با بازنشسته شدن يکي از شخصيتهاي اصلياش آغاز ميکند. داستان اين سريال از زماني آغاز ميشود كه زهره خانم كه زني كارمند است ـ با بازي رويا تيموريان ـ بازنشسته ميشود. او تصميم ميگيرد تا با استفاده از اين فرصت فعاليتهاي اجتماعي تازهاي را آغاز كند. زهره خانم زني بشدت فعال است و علاقه زيادي به فعاليتهاي خيرخواهانه و كارهاي اجتماعي دارد و همين مساله بهانهاي براي رويارويي او با شخصيتها و ماجراهايي است كه هر يك از همين مسير ماجراهاي مختلفي در قصه روايت ميشود. اين سريال در 22 قسمت ساخته شده و در هر قسمت آن داستاني تازه روايت ميشود. اين سريال بر اساس فيلمنامهاي از احمد رفيعزاده به كارگرداني بهرام بهراميان و به تهيهكنندگي سيدرضا شكري در سال 85 توليد شده و در ساخت آن تلاش شده تا برخي از ناهنجاريها و انسانهاي آسيب ديده جامعه به تصوير کشيده شود. «پيشگيري بهتر از درمان است» شعار اصلي اين سريال است. معلوليت كودكان، دختران فراري، اعتياد، نگاه به سالمندان جامعه و... نيز برخي ديگر از موضوعهايي است که در اين سريال به آن توجه شده است. اين سريال به صورت مشاركتي با همكاري شبكه يك سيما و سازمان بهزيستي تهيه شده و داريوش ارجمند، رويا نونهالي،رويا تيموريان، شهره لرستاني، نسرين مقانلو، بيژن امكانيان، ، آزيتا حاجيان،كمند امير سليماني، مهراوه شريفي نيا، پوريا پور سرخ، برزو ارجمند، سام درخشاني، كوروش تهامي، صدرالدين حجازي و ژاله علو در آن ايفاي نقش ميکنند |
------------------------------------------
اگر عاشق شدهايد يا قصد طلاق داريد با 148 تماس بگيريد
تاريخ: 11/30/2007 8:16:00 AM منبع: جام جم
جام جم آنلاين: مدیر کل دفتر مشاوره سازمان بهزیستی گفت: دفتر مشاوره سازمان بهزیستی در تلاش است با تخصصی تر کردن خدمات خط تلفنی صدای مشاور (148) و برگزاری کلاس های آموزشی پیش از ازدواج ، نقش موثری در پیشگیری از طلاق در جامعه ایفا کند.
دکتر مینو رفیعی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به توجه دفتر مشاوره درجهت پیشگیری از طلاق گفت : دفترمشاوره در کنار گسترش مراکز مشاوره خود برای راهنمایی جوانان در امر ازدواج ، خدمات مشاوره ای خط تلفنی 148 را نیز، به بخش های تخصصی تری تقسیم کرده است.
مدیر کل دفتر مشاور سازمان بهزیستی ادامه داد: در واقع خط تلفنی صدای مشاور با تخصصی تر کردن خدمات خود هر فرد تماس گیرنده را برای راهنمایی به بخش مربوطه وصل می کند، به این صورت اگر کسی مشکلی در مورد مسائل خانوادگی ، ازدواج، تربیت فرزند و... دارد ، برای راهنمایی به مشاور متخصص در آن حوزه واگذار می شود.
وی تصریح کرد : تمامی مشاوران در حوزه پیشگیری از طلاق با توجه به تدابیری که در دفتر مشاوره انجام شده است ، باید دوره های آموزشی پیش ازازدواج را گذرانده باشند تا در راهنمایی افراد بهترین مشاوره را انجام دهند.
دکتر مینو رفیعی گفت: در دفترمشاوره سازمان بهزیستی در موضوع پیشگیری ازطلاق، دوحوزه برای راهنمایی و مشاوره وجود دارد، یکی در حوزه خدمات مشاوره ای و دیگری در برگزاری کلاس های آموزشی.
مدیر کل دفتر مشاور سازمان بهزیستی ادامه داد: دفترمشاوره با ایجاد دوره های آموزشی که به شکل کلاس هایی در مراکزمشاوره برگزار می شود، اطلاعات مفید و موثری به جوانان خواهد داد که از جمله آن در مورد چگونگی ارتباط با جنس مخالف، چگونگی نحوه آشنایی طرفین، دوره نامزدی، تفاوت عشق واقعی با عشق های کاذب و مسائل مانند آن است.
مینو رفیعی با اشاره به نقش موثر این کلاس ها درجلوگیری ازبروز احساسات نادرست جوانان، گفت : پادگان ها و دانشگاه ها از جمله مراکزی هستند که دفترمشاوره، قصد دارد با همکاری آن ها دربرگزاری این دوره های آموزشی اقدامات اساسی انجام دهد.
وی ادامه داد : در سطح پادگان ها هنوز اقدام خاصی انجام نگرفته است ولی دردانشگاه ها با کمک مراکز مشاوره اقداماتی در حال پیگیری است که امیدواریم با حمایت مسئولین و حتی درخواست خودشان به نتایج خوبی برسد.
مدیرکل دفترمشاوره تصریح کرد: ثبت نام از کسانی که علاقمند به شرکت در این کلاس ها در مراکز دولتی هستند به صورت رایگان است و در مراکزغیر دولتی نیز با پرداخت مبلغ 2000 هزار تومان انجام می گیرد.
وی در آخر با اشاره به اینکه تمامی مشاوران ما از مدرک کارشناسی به بالا برخوردارند، افزود: تمامی مشاورانی که در کلاس های آموزش پیش از ازدواج تدریس می کنند، غیراز تخصصی که دارند، باید دوره های آموزشی پبش از ازدواج را که به صورت کارگاه های 5 روزه است گذرانده باشند.

عکس ها از ریما

عکس از الهه
موضوع پیشنهادی(ریما):
شما به عنوان طرفدار چه توقعی از پوریا پورسرخ دارید؟



عکس ها از فرنوش عزیز
موضوع بحث:
فیلم سینمایی پسران اجری را نقد کنید.




کاغذ دیواری ها از الهام
یکی ار یارای قدیمی و خوب وبلاگ
که همیشه کاغ دیواری های ایشون زینت بخش وبلاگ من بوده.
با سلام
با توجه به ایمیل های بعضی از بچه ها همین طور کامنت های خصوصی تون
مجبور شدم بعضی صحبت ها رو داخل پست وبلاگ پاسخ بدم تا اگه سوال
فرد دیگه ایی هم هست برای ایشون هم کافی باشه
اول اینکه این وبلاگ زیر نظر خود اقای پورسرخ نوشته می شه
و این مسئله فقط برای جلوگیری از پخش بیشتر شایعات
و اون دسته از عوامل غیز ضروری که به جای اقای پورسرخ لطف کردند
و دارند لطف می کنند و با ایمیل ها و شماره ها و ادرس های
قلابی به جای ایشون خودشون رو معرفی می کنند و به فعالیت می پردازند
و همچنین یک سری اخبار دست اول و جدید که برای بار اول
از این وبلاگ خواهید شنید
و دوم اینکه ایمیل های اقای پورسرخ همین دو ایمیلی هست که
در توضیحات وبلاگ در سمت راست صفحه قرار دارد
ایشان به غیر از این دو ایمیل ای دی دیگری ندارند و تمام
ای دی ها قلابی است
و ایشون طبق گفته خودشون تمام ایمیل هاشون رو می خونند
اما جواب نمی دند و فقط در صورتی که برای ایمیل و صحبت پاسخ داشته باشند
جواب خواهند داد
در حال حاضر هم ایشان ایران هستند
و زیر نظر یک استاد برتر بازیگری دارند دانش بازیگری خودشون رو بیشتر و
بیشتر می کنند و در اینده نه چندان دور منتظر بمب های خبری از پیشرفت
و حضور در پروژه های عالی خواهید بود
و در مورد دوستانی که از حرف من در مورد اعلام کردن بیماری ها و مشکلاتشون
ناراحت شدند
من بارها گفتم من منظورم به فرد خصی نبود و تک تک شما دوستان برای من عزیز هستید
و اگر دقت کرده باشید بچه ها دلشون برای هم دیگه می تپه
وقتی کسی میاد اعلام میکنه که من بیمارم یا فردی از نزدیکانم دچار مشکل شده
تمام بچه ها ناراحت می شند و حتی ناراحتیشون در کامنت ها مشاهده می شه
طوری که فردی بعد از مدتی به وب وارد می شه فضای غم الود اون رو متوجه می شه
پس بدونید یه کامنت کوچولو از وضعیت بد حال و روحی شما روی خیلی از بچه ها اثر می زاره
پس یه وقت کسی از این مسئله برای جلب توجه استفاده نکنه
یعنی مشکلی نداشته باشه ولی برای جلب توجه مسئله ای رو اعلام کنه
ولی در عین حال کسانی که واقعا مشکل دارند بهشون توصیه می کنم حتما تو وبلاگ اعلام کنند
چون دعای دسته جمعی زودتر از دعای انفرادی براورده می شه.
-------------------------------------
| "مصائب دوشیزه" بهمنماه به سینما میآید |
| فیلم سینمایی "مصائب دوشیزه" به کارگردانی مسعود اطیابی بیست و سوم بهمنماه در گروه سینمایی فرهنگ اکران میشود. |
|
غلامرضا موسوی در این باره به خبرنگار مهر گفت: "قرارداد پخش فیلم را با پخش فیلمیران بستهایم تا "مصائب دوشیزه" بعد از جشنواره امسال روز بیست و سوم بهمنماه در گروه سینمایی فرهنگ به نمایش عمومی درآید."
تهیهکننده "مصائب دوشیزه" افزود: "پیمان خاقانی تیزر فیلم را ساخته که یک هفته قبل از اکران فیلم از تلویزیون پخش خواهد شد. در همان زمان هم تبلیغات محیطی و مطبوعاتی فیلم را آغاز می کنیم." "مصائب دوشیزه" نخستین تجربه بلند اطیابی است که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه سینمای ایران به نمایش درآمد. احمد رفیعزاده فیلمنامه را نوشته و بهنوش طباطبایی، مهدی پاکدل، پوریا پورسرخ، بهزاد فراهانی، جمشید شامحمدی، فهیمه رحیمینیا و مهسا کرامتی در آن بازی کردهاند. |
| تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۴۴ , ۱۳۸۶/۰۹/۰۵ |
----------------------------------------------------------
|
| ||
|
خيلي خوب، خيلي بد!
سيدرضا شكري تهيه كننده سريال <سا عت شني> است سريالي كه قرعه به نامش افتاده و قرار است در سياست جديد پخش روزهاي زوج روي آنتن رود. ايده شبكه اول سيما را ميپسندم سيدرضا شكري من فكر ميكنم اينكه سريالها به اين ترتيب و با اين شكل از آنتن شبكه اول سيما پخش شود فكر خوبي است. اين عمل منجر ميشود بيننده با قصه سريعتر و زودتر ارتباط برقرار كند. به نظر من اين مسئله فعال بودن و فعالتر شدن شبكه اول سيما را نشان ميدهد. اين عمل نقطه مثبتي در عملكرد شبكه اول سيما به حساب ميآيد.البته فكر ميكنم مردم ما هم كه مخاطبان و بينندگان پروپا قرص شبكه را تشكيل ميدهند هم با اين طرح جديد استقبال كنند. اين طرح شنبه، دوشنبه، چهارشنبه سريالها توسط مدير شبكه اول سيما جناب آقاي مهندس عليرضا برازش به تصويب رسيده و من از ايشان تشكر ميكنم. ايده بسيار خوبيست، اميدوارم زودتر و بهتر با مردم ارتباط برقرار كند.
<يك مشت پر عقاب> به تهيه كنندگي بهروز خوش رزم دومين سريالي است كه قرار است از بهمن ماه روزهاي زوج پخش شود. حركت آزمايشي شبكه اول قابل پيشبيني نيست بهروز خوش رزم اين تصميمي است كه مديران شبكه اول سيما اتخاذ كردهاند. به اين جهت كه سريالهايي كه هر شب از شبكه اول سيما پخش شده با اقبال بهتري برخوردار بوده و بيننده بيشتري را به خود جذب كرده است و چون كه هر شب پخش ميشود در بين سريالهاي ديگر موفقتر عمل كردهاند ما خودمان هم نميدانيم اين عمل درست است يا اشتباه. در آغاز اين سياست مسؤولان از سريال <ساعت شني> شروع كردهاند. درحال حاضر به صورت آزمايشي اين روند طي ميشود. البته گويا به طور كل شبكه اول ميخواهد اين سياست را ادامه دهد. من به عنوان تهيهكننده زياد موافق با اين عمل نيستم. شايد به اين دليل كه عادت كردهايم به اينكه هفتهاي يك بار مجموعهها را روي آنتن ببينيم. خصوصاً كارهايي كه با زحمت زيادي به مرحله ساخت و توليد رسيدهاند بيننده در هفته فرصت هضم كار را پيدا ميكند. با كار ارتباط برقرار ميكند و آن را دنبال ميكند. اين مسئله براي ما كه عوامل و دستاندركار مجموعه هستيم هم تازگي دارد. ضمن اينكه اين را هم بگويم ممكن است با استقبال بيننده روبرو شود. ما از اين دست پخش سريالها را تا به حال فقط در زمانهاي مناسبتي داشتيم (البته به استثناي سريال نرگس) اين اتفاق براي اولين بار است كه در شبكه اول سيما ميافتد. باز هم ميگويم ما هم مانند هزاران نفر ديگر نميدانيم بازتاب كار موفق خواهد بود يا نه. اميدواريم رضايت خاطر بينندگان حاصل شود.
سريال < سايه تنهايي > به كارگرداني بيژن شكر ريز ديگر كار آماده پخش شبكه اول استكه به شيوه جديد روي آنتن مي رود. اين حركت نشان از شهامت شبكه اول دارد بيژن شكرريز اولاً به نظر من اين هم نگاه خوبي است و هم حركت رو به جلو به حساب ميآيد. يك بيننده تلويزيون بيشتر با كارهاي ايراني و توليدات و ساختههاي آن آشنا ميشود. چه به صورت سريال و چه به صورت فيلم تلويزيوني و به اين صورت جذابيتهاي كارها بيشتر برايشان نشان داده ميشود. بعد اينكه در هر صورت ما ميدانيم كه با بيننده ايراني رودررو هستيم. يك مخاطب ايراني دوست دارد تكليف سريالها را زودتر بفهمد و از صبر و حوصله كمي برخوردار است. به اين ترتيب او سريعتر ميتواند به بقاياي سريال پي ببرد. البته يك جاي نگراني براي من است و آن اينكه اميدوارم شبكه اول سيما نخواهد به خاطر تأمين برنامههاي پخشي يا تأمين خوراك براي آنتن از مجموعههاي ضعيف، سبك يا فيلمهاي تلويزيوني سطح كيفي پايين استفاده كند. اميدوارم كارها در مرحله ساخت از قوت بيشتري برخوردار باشد، چه از لحاظ قصه، چه از لحاظ ساختار و چه از لحاظ محتواي كلي. اميدوارم اين امر باعث نشود كه گروه توليد برنامه فقط به خاطر تأمين برنامه شبكه هر كاري را به مرحله توليد برسانند. اولين تجربه آقاي برازش به عنوان مدير شبكه اول به اين شكل به نظر من تجربه خوبي است. به نظر من ايشان شهامت كردند يك چنين تصميمي را گرفتند. من فكر ميكنم و با شناختي كه از بيننده ايراني دارم اين مسئله بين مخاطبان ايراني جا بيفتد. اين مسئله ميتواند بيننده ايراني را با تلويزيون آشتي دهد.
جديد ترين سريال محمدرضا زهتابي يعني <ساميه> هم قرار است به شيوه جديد از شبكه اول سيما پخش شود. خيلي خوشبين نيستم محمدرضا زهتابي حركت شبكه اول سيما يك آزمايش است كه هيچكس نميتواند از الان بگويد خوب ميشود يا بد از آب در ميآيد. اما من احساس ميكنم اين اتفاق جواب ندهد يا حداقل در اين سيستم جديد مردم از سريالهايي كه تعداد قسمتهايش كم است استقبال نكنند. چون در اين سيستم جديد سريالهاي 13 قسمتي تنها يك ماه روي آنتن هستند و اصلاً اين يك ماه زماني نيست كه مردم بتوانند در آن با يك سريال ارتباط برقرار كنند. به عقيده من اگر تلويزيون ميخواهد به سراغ چنين سبك و سياقي رود بايد بيشتر انرژي خود را روي سريالهايي با قسمتهاي بالا بگذارد تا حداقل سه ماهي روي آنتن باشد و مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند. ولي با اين موجودي كه درحال حاضر تلويزيون دارد، به عقيده من چنين روشي خيلي مورد استقبال قرار نخواهد گرفت.
نگاه: حركتي نو
حالا در چنين اوضاعي كه معلوم نيست چرا و به چه دليل سريالهاي هفتگي مثل قبل نميگيرند و گل نميكنند شبكه اول سيما در يك حركت جالب ميخواهد با به هم زدن سنتها سريالهايش را با سبك و سياقي جديد روي آنتن بفرستد. شبكه اوليها ميخواهند باكس هفتگي را براي هميشه حذف كنند و سريالهاي ايرانيشان را به صورت يك روز در ميان در روزهاي زوج روي آنتن بفرستند. در واقع آنها مشكل را از بيحوصلگي مخاطب دانستند و ميخواهند با اين كار فاصله هفتگي كه بين قسمتهاي يك سريال ميافتد را حذف كنند تا شايد اينطور مردم پيگير سريالها شوند. اين حركت از آن دست اقداماتي است كه يا حسابي جواب ميدهد و باب تازهاي را در پخش سريالها باز ميكند يا مردم با آن ارتباط برقرار نميكنند و بعد از از بين رفتن چند كار دوباره پخش كارها به همان سيستم اوليه برميگردد. اما در هر صورت همين كه شبكه اول جرات ريسك را داشته و اين ريسك را به اميد موفقيت پذيرفته قابل تقدير است.به هرحال در دوره و زمانهاي هستيم كه هر كسي به راحتي جرات ريسك كردن ندارد و معمولاً مسئولانمان ترجيح ميدهند به جاي فكر كردن به ايدههاي نو اوضاع را رها كنند تا همه چيز خودش درست شود. حال بايد ديد اينبار كه شبكه اوليها ريسك كرده و ميخواهند ايدهاي نو را اجرا كنند سود ميكنند يا ضرر و چوب ريسكشان را ميخورند. |
--------------------------------------------------------
اول قورباغه ی زشت را بخور!
روش عالى غلبه بر تنبلى و انجام بیشترین كار در كمترین زمان

قدیمىها گفتهاند: اگر اولین كارى كه باید هر روز صبح انجام بدهى، این باشد كه قورباغه ی زندهاى را قورت بدهى، در بقیه ی روز خیالت راحت است كه سختترین كار خود را انجام دادهاى .
قورباغه ی شما در واقع بزرگترین و مهمترین كارى است كه باید انجام دهید. همان كارى كه اگر الآن فكرى برایش نكنید، به احتمال زیاد همین طور براى انجام آن تنبلى خواهید كرد. ضمناً كار مورد نظر همان كارى است كه انجام آن در حال حاضر مىتواند بیشترین تأثیر مثبت را در زندگى شما بگذارد.
جملاتى را كه خواندید، معرفى كوتاهى است از برایان تریسى، نویسنده ی كتاب «قورباغه را قورت بده» ، كه امروزه آوازهاى جهانى دارد و از تئوریسینهاى معروف موفقیت در جهان به شمار مىآید، خود حكایتى عجیب دارد.
از ترك تحصیل در دوران نوجوانى گرفته، تا كارهاى سخت یدى و كارگرى یك كشتى باربرى و فروشندگى دورهگرد اجناس مختلف.
او در سیر زندگى عادى به یك مكاشفه ی شگفتآور بر مىخورد كه زندگى و حیات او را به شدت تحت تأثیر قرار مىدهد. مكاشفهاى كه خود از آن این گونه یاد مىكند:
به خاطر تجربیات ناموفقى كه در زندگى داشتم ، یك نوع احساس ضعف و عدم كارآیى در من شكل گرفته بود. در این مخمصه ی ذهنى گرفتار شده بودم كه فكر مىكردم كسانى كه بهتر از من عمل مىكنند ، واقعاً بهتر از من هستند. آن چه یاد گرفته بودم این بود كه این فكر ضرورتاً درست نیست. آنها فقط كارها را با روش بهترى انجام مىدادند و از نظر منطقى آن چه را كه یاد گرفته بودند ، من نیز مىتوانستم یاد بگیرم.
این براى من در حكم یك مكاشفه بود و من از این كشف هم مبهوت بودم و هم هیجان زده. هنوز هم هستم .
دریافتم كه مىتوانم زندگى خود را تغییر دهم و مىتوانم تقریباً به هر هدفى كه براى خودم تعیین مىكنم، برسم.
همین گونه نیز شد. او ظرف چند سال تبدیل به یك فروشنده ی طراز اول شد. آن گاه چندین شركت را تأسیس و راه اندازى كرد و از دانشگاه معتبرى در رشته ی مدیریت بازرگانى مدرك گرفت.
سپس توانست زبانهاى فرانسه، آلمانى و انگلیسى را یاد بگیرد و آن گاه به عنوان سخنران، مربى یا مشاور با بیش از 500 كمپانى همكارى كند.
جالب است بدانید او در حال حاضر سالانه براى بیش از سیصد هزار نفر سخنرانى مىكند و سمینارهایى برگزار مىكند كه بیش از بیست هزار نفر شركت كننده دارند.
او دستیابى به این موفقیتها را مرهون عواملى مىداند كه در این مقاله به معرفى آنها پرداخته است :
1- سفره را بچینید .
دقیقاً تصمیم بگیرید كه چه مىخواهید. روشن بودن در این مورد یك شرط اساسى است. پیش از شروع كار، هدفها و تصمیمهایتان را بنویسید.
2- براى هر روز از قبل برنامه ریزى كنید.
3- پیامد كارها را در نظر داشته باشید.
مهمترین و ضرورىترین كارهاى شما آنهایى هستند كه مىتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفى روى كار و زندگى شما بگذارند. به جاى تمركز روى سایر كارها، تمام توجه تان را معطوف به این نوع كارها كنید.
4- روش الف ب پ ت ث را مدام به كار بگیرید .
قبل از شروع، لیستى از كارهایتان تهیه كنید و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت، اولویتبندى كنید تا مطمئن شوید كه همیشه در حال انجام مهمترین كارهایتان هستید.
5- روى اهداف اصلى تمركز كنید.
نتایجى را كه باید قطعاً از كارتان به دست آورید تا بتوانید بگویید كه به خوبى از عهده ی كار بر آمدهاید، مشخص كنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.
6- به قانون تشخیص ضرورت عمل كنید.
هیچ وقت براى انجام همه ی كارها وقت كافى وجود ندارد، اما همیشه براى انجام مهمترین كارها وقت كافى هست.
7- پیش از شروع ، مقدمات كار را كاملاً فراهم كنید.
8- همیشه یك شاگرد باقى بمانید.
هر چه در ارتباط با كارهاى ضرورى و مهمتان، دانش و مهارت بیشترى به دست آورید، مىتوانید سریعتر آنها را شروع كنید و زودتر به اتمام برسانید.
9- استعدادهاى منحصر به فرد خود را تقویت كنید.
دقیقاً مشخص كنید چه كارى است كه در حال حاضر خیلى خوب انجام مىدهید یا در آینده مىتوانید خیلى خوب انجام دهید. سپس تمام توان خود را در انجام آن به كار گیرید.
10- محدودیتهاى اصلى خود را مشخص كنید.
محدودیتها و یا عوامل بازدارنده ی درونى و بیرونى خود را مشخص كنید. عواملى كه سرعت شما را در دستیابى به مهمترین هدفهایتان تعیین مىكنند. سپس تمركزتان را به از بین بردن این محدودیتها معطوف كنید.
11- خودتان را تحت فشار بگذارید.
12 - قدرتهاى فردى خود را به حداكثر برسانید.
اوقاتى از روز را كه از نظر ذهنى و جسمى كارآیى بیشترى دارید ، مشخص كنید و مهمترین و ضرورىترین كارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه ی كافى استراحت كنید تا بتوانید بیشترین بازدهى را داشته باشید.
13 - خودتان را به فعالیت ترغیب كنید.
14- روش تنبلى سازنده را تمرین كنید
هیچ كس نمىتواند همه ی كارها را انجام دهد. بنابراین باید یاد بگیرید كه از روى عمد در انجام برخى از كارهایى كه از ارزش و اهمیت كمترى برخوردار هستند ، تنبلى كنید. با این كار خواهید توانست وقت كافى براى معدود كارهایى كه واقعاً مهم هستند، ایجاد كنید.
15- اول سختترین كار را انجام دهید.
روزتان را با سختترین كار آغاز كنید. كارى كه مىتواند بزرگترین تأثیر را برخودتان و حرفه تان بگذارد و تا وقتى كه آن را تمام نكردهاید، دست از كار نكشید.
16- كار را به قطعات كوچكتر تقسیم كنید.
كارهاى بزرگ و پیچیده را به قطعات كوچكتر تقسیم كنید و سپس هر بار یك قسمت از كار را شروع كرده و به اتمام برسانید.
17- وقت بیشترى ایجاد كنید.
برنامه ی روزانه ی خود را طورى تنظیم كنید كه به صورت طولانى مدت هر روز وقت كافى براى تمركز كامل روى كارهاى مهم و اصلى داشته باشید.
18 - سرعت انجام كار را افزایش دهید.
عادت كنید كه كارهاى اصلى خود را سریع انجام دهید. به عنوان فردى كه كارها را سریع و دقیق انجام مىدهد مشهور شوید.
19 - هر بار یك كار مهم انجام دهید .
كارهاى ضرورىتان را دقیقاً مشخص كنید. سریعاً كار را شروع كنید و سپس بدون توقف تا اتمام صد در صد كار پیش بروید. این رمز واقعى افزایش كارایى و بهرهورى فردى است.
اراده كنید كه هر روز این اصول را تمرین كنید تا جزئى از عادتهاى شما شوند. با ایجاد این عادتهاى مدیریت فردى و تبدیل آنها به بخشى از ویژگىهاى شخصیت خود، آیندهتان را تضمین كنید.
به نقل از نشریه پرسمان - با تغییر و تلخیص
موضوع پیشنهادی (دلناز):
"به نظر شما "هنرمند مردمی" چه خصوصیاتی دارد؟ با توجه به تعریف شما از "هنرمند مردمی", آیا پوریا پورسرخ را میتوان در این گروه قرار داد؟
با سلام و خسته نباشید جانانه
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه
باز که می بینم شما دوستای خوب و جدانشدنی
دلتون برای هم تنگ شده و به هر بهونه یی سراغ همدیگه رو می گیرید
ای شیطونا حالا چرا با این بهونه
نه من بلکه تک تک شما ها خوب می دونید
و قبول دارید که ما هممون دوستای جدانشدنی و مهربون هستیم
و اگه یه کوچولو از همدیگه خبر نداشته باشیم
بد جوری دلتنگ هم می شیم
یک مثال بارزشم سر زدن به این وبلاگ هست
بهونه اول اقای پورسرخ
و بهونه های بعدی فقط و فقط دوستان مهربونتون هست
پس بهتره یک بهونه بهتر برای سراغ گرفتن از همدیگه پیدا کنیم
در ضمن بچه ها العان هم سال تحصیلی هست و هم اینکه کم کم داریم به
تاریخ امتحانات نزدیک می شیم
و یا بعضی ها هم امتحانات نیم ترمشون شروع شده
پس ممکنه بعضی ها خستگی درس و کارشون رو به وب منتقل کنند و یا بهتر بگم
بهتر این وب رو محیطی کنیم برای دور شدن
از خستگی درس و کتاب و معلم
و اینکه چند دقیقه یی با دوستانتون کنار هم بشینید و گل بگیدو گل بشنوید
پس لطف کنید با گفتن بعضی صحبت های
فضای وبلاگ رو سنگین نکنید
چون بیشتر دوستان پشت کنکوری هستند و لابلای درسهاشون در زمان استراحت
به وب سر می زنند و می خواهند با فکر و انرژی بهتر سر درسشون برگردند
پس خوبه که به همدیگه کمک کنیم
و برای چندمین بار ازتون درخواست می کنم که به
صحبت های بیهوده در وب اعلام میشه بیخود دامن نزنید و
توجه نکنید
مثل شایعات
بی احترامی کرن به همدیگه
و اینکه دائم هر چند وقت یک بار یه نفر میاد میگه من تو کمام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
انهایی که واقعا مشکل دارند مسئله ی نیست
ولی لطفا برای جلب توجه از این صحبت ها استفاده نکنید.
در پایان هم خیرمقدم خدمت تمامی بچه هایی که از کشورهای کانادا
و امریکا به این وبلاگ سر می زنند عرض می کنم
و امیدوارم ساعات خوبی رو همراه هم داشته باشیم
فقط بهتون بگم که به بیراهه نرفتید و طرفدار هنرمند با ارزش و با شخصیتی
شدید که پشیمان هم نخواهید شد
از جمله خانم دلناز که با دادن این موضوع پیشنهادی
ما رو به قدم گذاشتن در حیطه جدید
هواداری از هنرمند محبوب قرار دادند.
در ضمن در مورد برای دانلود گذاشتن برنامه ها
پیگیری می کنم
اگر شد براتون می زارم
بروی چشم
با تشکر

به مناسبت ۷ اذر تولد مینوی عزیز
این کارت پستان از طرف تمامی دوستان







عکس ها از مینو دوس خوبم
در ضمن ۷ اذر تولد مینو جون هست که پیشاپیش به این دوست خوبم تبریک می گم

نادیا و مادرش در فرودگاه مشهد




آغاز سياست جديد شبكهي ملي از هفتهي آينده
«سـاعت شـني» با تكرارش هر روز پخش ميشود
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو
سريال «ساعت شني» به شيوهي جديد روي آنتن شبكهي اول سيما خواهد رفت تا سياست جديد شبكهي اول سيما تحقق يابد.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، شبكهي اول سيما از هفتهي آينده پخش سريال «ساعت شني» به كارگراني بهرام بهراميان را در روزهاي زوج را آغاز ميكند و براي نخستين بار سريالي ايراني درجه الف، سه روز در هفته به روي آنتن ميرود.
«ساعت شني» به تهيهكنندگي شكري موضوعي اجتماعي درباره رحم اجارهيي را به تصوير ميكشد و بازيگراني چون رويا نونهالي، داريوش ارجمند، سام درخشاني، بيژن امكانيان و كوروش تهامي در آن به ايفاي نقش پرداختهاند.
با پخش سريال ايراني «ساعت شني» در روزهاي زوج، شبكه اول سيما پخش سريال «حلقه گمشده» را از روزهاي شنبه به روزهاي جمعه منتقل ميكند. «حلقه گمشده» كه از توليدات استاني محسوب ميشود، جايگزين سريال خارجي كميسر لسكو خواهد شد و پخش اين مجموعه پليسي فعلا متوقف ميشود.
به گزارش ايسنا، از اين پس باكس سريالي شبكه اول در روزهاي فرد به پخش توليدات خارجي اختصاص مييابد. بر اين اساس «ماموران مخفي پليس» در روزهاي يكشنبه پخش ميشود. «پرستاران» روزهاي سهشنبه به روي آنتن مي رود و باكس ساعت 22 پنجشنبه شبها نيز همانند گذشته به پخش فيلم سينمايي خارجي اختصاص خواهد يافت.
گفتني است، براساس آخرين تصميمات اتخاذ شده در شبكهي اول سيما قسمت اول سريال «ساعت شني» شنبه (10 آذر ماه ) به روي آنتن ميرود.
همچنين شبكه اول در نظر دارد پخش سريالهاي ايراني را به گونهيي تنظيم كند كه در پايان سال 86 سريالي نيمه كاره باقي نماند.
انتهاي پيام
-------------------------------------------------
* قدرداني رئيس فراكسيون ايرانيان خارج از كشور از ساخت مجموعه «شكرانه»
رئيس فراكسيون ايرانيان خارج از كشور با ارسال نامهاي به رئيس سازمان صدا و سيما از ساخت مجموعه «شكرانه» قدرداني كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شبكه تهران، دكتر رياض كه نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي را نيز بر عهده دارد در متن تقديرنامه خود آورده است: بدينوسيله مراتب قدرداني و سپاس خود را به جهت طراحي و ساخت مجموعه «شكرانه» كه در سال مولاناي كبير، ترجمان انديشه سترگ اين عارف گرانقدر به زبان تصوير شد و معشوق ازلي و ابدي را به گم گشتگان حيران باديههاي جهل و غرور و طمع و آز، يادآور گشت و روزگار خوش وصل آنانكه دور مانده از اصل خويشاند را رقم زد و همزبانها را به همدلي رساند كه مرتبتي بالاتر و حلاوتي دگر دارد.
به شكرانه ترسيم ايران و اسلام نه در حوزه جغرافيا، كه در عرصه تاريخ و فرهنگ مردمان اين كهن بوم و بر و خلق فضايي معنوي و متناسب با ليالي مبارك ماه صيام و مبتني بر آموزههاي والاي اسلام، حق طلبي و حق جويي، اداي حق الناس و نيز ذكر ياد و خاطره نامي راه شهدا كه همواره وامدار خون آنان و دنباله رو راه آنان هستيم، بار ديگر به عنوان نماينده مردم بزرگوار ايران وايرانيان خارج از كشور خرسندي خويش را از اين اتفاق خجسته در عرصه مجموعه سازي سيما ابراز داشته و از حضرتعالي و تمامي همكاران سخت كوشتان در شبكه تهران تشكر مي كنم .
با سلام مجدد
امروز با تماسی که تونستم با اقای پورسرخ برقرار کنم خبرای خیلی خوب و خوشحال کننده براتون اوردم که برای اولین بار از این وبلاگ مطرح می شه و سپس به دست خبرگزاری های دیگه خواهد رسید.
ابتدا اینکه اقای پورسرخ اصلا حضور در هیچ پروژه تلویزیونی در برنامه شون نیست و از خبر منتشرشده از حضور در پروژه چت کاملا بی اطلاع بودندو هیچ صحبتی هم با ایشون نشده !!!!!!!!!!!!!
تعدادی از پروژه های سینما که به اقای پورسرخ بعد از شکرانه پیشنهاد شده عبارتند از:
شهر حورا به کارگردانی میهن خواه
دل شکسته به کارگردانی روئین تن
موش به کارگردانی شاهد احمد لو
لیلی و مجنون به کارگردانی قاسم جعفری
نامزد امریکایی من به کارگردانی داوود توحید پرست
دعوت به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا
که ایشون گفتند که بعضی از پیشنهاداتی که بعد از شکرانه به دستشون رسیده رو خیلی دوست داشتند اما به لحاظ کاری و زمان نتونستند با این پروژه ها همکاری کنند.و علت اصلی عدم حضور ایشون هم
یک خبر خیلی خیلی خیلی خیلی خوب است که می دونم خیلی باعث خوشحالی ما و هواداران ایشون خواهد شد و با شنیدن این خبر هیچ کدام از هواداران از اینکه طرفدار این هنرمند محبوب هستند پشیمان نخواهند شد و مطمئن هم خواهید شد که اصلا کار اشتباهی نکردید اینه که
ایشون بعد از به پایان رساندن سریال شکرانه زیر نظر یکی از بزرگترین اساتید بازیگری در ایران مشغول اموزش بازیگری هستند و روز به روز در این حوزه دارند اموزش های بیشتری می بینند و این اموزش ها هم هنوز ادامه دارد و ان شالله با دیدن کار بعدی پیشرفت عالیشون رو در حوزه بازیگری خواهید دید و باعث افتخار همه طرفدارانشون خواهند شد.
و در حل حاضر تنها حضور در کاری رو قبول خواهند کرد که دارای جذابیت زیادی باشد.
و فعلا پروژه های اقای لطیفی در برنامه شون نیست و به دلیل اختلافات و مشکلاتی که با تهییه کننده فیلم سینمایی پسران اجری داشتند هیچ حمایتی از این فیلم نکردند و مشکل هم حتی از پوستر فیلم پسران اجری معلوم است !!!!!!!!!!!!

عکس از تله فیلم جنایت و جنحه
با بازی پوریا پورسرخ
فرنوش عزیز لطف کردند برای وبلاگ فرستادند



عکس ها از ریما

عکس از نگار
موضوع پیشنهادی(فرزانه):
دوست داشتین جای خواهر یا برادر آقای پورسرخ بودید ؟ چرا ؟
عشق پايداري است نه اسارت
اگر بگوييم عشق فعاليت است، امكان دارد دشواري پيش آيد كه منشاء آن مبهم بودن مفهوم «فعاليت» است.
فعاليت در دنياي امروز معمولاً به عملي گويند كه با صرف مقداري انرژي، تغييري در وضع موجود پديد ميآورد. فردي كه آرام در گوشهاي مينشيند و به تفكر ميپردازد غير فعال ناميده ميشود، چرا كه از او فعلي سر نميزند، حال آن كه اين روش تمركز قوا به منظور فكر كردن بالاترين نوع فعاليت،يعني فعاليت روح است كه فقط در صورت آزادي دروني و استقلال شخصي ميسر است.
بدين ترتيب عشق يك عمل است، عمل به كار انداختن نيروهاي انساني است كه تنها در شرايطي كه شخص كاملاً آزاد باشد، نه تحت زور و اجبار، آنها را به كار مياندازد.
عشق فعال بودن است نه فعلپذيري (انساني كه به عمل فعال مي پردازد آزاد است و خداوند عمل خويش. اما در عمل فعلپذير، فرد به دنباي عمل كشانده مي شود بدون آگاهي از انگيزههاي خود)
عشق پايداري است نه اسارت. به طور كلي خصيصه فعال عشق را مي توان چنين بيان كرد كه عشق در درجه اول نثار كردن است نه گرفتن. معمولترين اشتباه مردم اين است كه نثار كردن را با ترك چيزها، محروم شدن و قرباني گشتن يكي مي دانند، كساني كه هنوز منشهاي آنان به اندازه كافي رشد نيافته و از مرحله گرفتن، سود بردن و اندوختن فراتر نرفته اند از نثار كردن چنين دركي دارند. براي آنان اين اصل كه نثار كردن بهتر از گرفتن است به اين معني است كه رنج كشيدن و محروميت والاتر از احساس شادي است. براي كسي كه داراي منشي بارآور و سازنده است، نثار كردن مفهوم كاملاً متفاوتي دارد، نثار كردن برترين قدرت آدمي است، در حين نثار كردن است كه فرد قدرت، ثروت و توانايي خود را تجربه مي كند، و زنده بودن خود را احساس مي كند.
عشق نيرويي است كه توليد عشق مي كند، ناتواني عبارتست از عجز از توليد عشق، اين تفكر را ماركس به بهترين وجه بيان كرده : «انسان را به عنوان انسان و رابطه اش را با دنيا به عنوان يك رابطه انساني فرض كنيد و در نظر بگيريد عشق را تنها با عشق مي توان مبادله كرد. اگر شما بدون آنكه طلب عشق كنيد، عشق مي ورزيد، يعني اگر عشق شما عشقي است كه قدرت توليد عشق ندارد، اگر به وسيله تجلي زندگي به عنوان يك عاشق، از خودتان يك معشوق نساخته ايد، عشق شما ناتوان است.»
...
-------------------------------------------------------
سال ها پيش رومن گارى نويسنده فرانسوى روسى تبار، داستانى با عنوان زندگى در پيش رو را به رشته تحرير درآورد كه جايزه معتبر گنكور را برايش به ارمغان آورد.
داستان پسرك ماجراجويى كه هيچ گاه سايه پدر و مادر را بالاى سرش احساس نكرده و تا مدت ها مجبور بوده سخنان پوچ و نگاه هاى آزاردهنده انسان هاى اطرافش را تحمل كند:
« مومو كوچولو، تو مرا به ياد پسرم مى اندازى. . . فردا جشن تولد پسرم است. در چنين روزى به دنيا آمده و من مى خواهم يك دوچرخه برايش بخرم.
هر وقت دلت خواست مى توانى بيايى خانه ما با او بازى كنى. نمى دانم يك دفعه چرا آن طورى شدم.
اما سال ها بود كه نه پدر داشتم و نه مادر و نه حتى يك دوچرخه و حالا هم او با حرف هايش داشت آتش به جانم مى زد. . .» پسران آجرى روايت اين چنين انسان هايى است ، انسان هايى كه به جبر زمانه ، در گوشه پرورشگاه ها رشد و نمو يافته و هيچ گاه معنى و مفهوم محبت والدين را درك نكرده اند.
انسان هايى كه در چهار ديوارى حقيرى به نام آجرى رشد يافته و حال كه مى خواهند سهمشان را از دنيا و آدم هايش بگيرند با چالش هاى عجيب و غريبى دست به گريبان هستند. مجيد قارى زاده ، نويسنده و كارگردان پسران آجرى كه فيلم هايى نظير پدربزرگ و دخترم سحر را در كارنامه دارد، روايتش را از مساله ازدواج يكى از همين جوانان آغاز مى كند.
اميد (پوريا پورسرخ) كه وظيفه تدريس به دخترى از طبقه مرفه به نام ماهور (بهنوش طباطبايى) را بر عهده داشته، به تدريج به وى علاقه مند گشته و اينك هر دو قصد ازدواج با يكديگر را دارند. در اين ميان مطابق انتظار، پدر ماهور (ابوالفضل پورعرب) از در مخالفت وارد گشته و خواستگار ديگر (اميد زندگانى) را ارجح تر از اميد مى داند. گرچه رويكرد قارى زاده در توجه به موضوع كمتر پرداخته شده بچه هاى سرراهى، جالب توجه است، اما زاويه ديد وى به قصه و نحوه پرداخت آن كه تمايلات گيشه گرايانه وى را افشا مى كند، فيلم را دچار ضعف ها و آسيب هاى جدى مى سازد.
در نهايت فيلم در رديف همان ملودرام هاى جوان پسندى قرار مى گيرد كه در سال هاى پايانى دهه هفتاد، پرده سينماهاى كشور را كاملا به تسخير خود در آورده بودند. فيلم هايى كه حضور يك جوان گيتار به دست، دو عاشق و معشوق خوش سيماى دل خسته و كمى چاشنى هيجان، از الزامات اوليه آن ها به شمار مى آمد.
از اين منظر شايد بتوان اكران پسران آجرى را كمى ديرهنگام ارزيابى كرد، گو اينكه فيلم پس از دو سال و اندى تاخير به نمايش عمومى در آمده است.
قارى زاده در كنار داستان اصلى دو داستانك نه چندان پر كشش را نيز روايت
مى كند. قصه دو دوست دوران كودكى و اكنون اميد، كه يكى از آنها (تيرداد كيايى) در نمايشگاه ماشين به كار مى پردازد و با صاحب كار خود درگيرى هاى فراوانى دارد و ديگرى (فرزاد فرزين) آوازه خوانى پيشه كرده است و قصد ازدواج با يكى از دخترهاى پرورشگاه را دارد.
حوادثى كه براى او رقم مى خورد آن چنان كم رمق و نچسب به تصوير كشيده شده كه اصلا به چشم نمى آيد و كاركرد دوست دوم نيز تنها در سطح و در آواز خواندن گاه و بى گاه وى خلاصه مى شود.
در اين ميان فرصت پرداختن به يكى- دو موضوع جذاب و پراهميت، به راحتى از دست مى رود. نگاهى عميق تر به نگرش جامعه به بچه هاى پرورشگاهى مى توانست بر غناى فيلم و بار محتوايى آن بيفزايد.
در عين حال حضور دو جوان اول فيلم در دادگاه ، به منظور دريافت مجوز ازدواج با يكديگر بدون اذن پدر دختر، و بعد انصراف ناباورانه دختر، از ضعف در شخصيت پردازى ها حكايت مى كند. ضعفى كه دامنه اش شخصيت اميد را نيز در بر مى گيرد.
در حالى كه مدام بر تسلط اميد بر زبان فرانسه تاكيد مى گردد، وى حتى در محل كارش نيز هيچ نشانى از اين امر بروز نمى دهد. همچنين وقتى اين شخصيت بناگاه رنگ عوض مى كند و به بهانه حمايت از رفيقش در قامت يك بزن بهادر ظاهر مى شود، خلا شخصيت پردازى مناسب، بيش از پيش احساس مى شود. در عين حال نقش آفرينى بازيگران جوان فيلم نيز چندان چنگى به دل نمى زند. پورياپورسرخ كه در واقع نخستين حضور سينمايى اش را تجربه مى كند، آشكارا در مرحله آزمون و خطا به سر مى برد.
فرزاد فرزين و تيرداد كيايى نيز در اكثر صحنه ها از نمايش صحيح صميمت و رفاقت ميان سه دوست عاجز نشان مى دهند.
اين مساله، به خصوص در سكانس تنهايى سه جوان و گفت وگوى شبانه آنها بر روى نيمكت پارك عينيت مى يابد. جايى كه شكوه و گلايه آن ها از روزگار بخاطر خالى بودن جاى دو اسم پدر و مادر در شناسنامه شان، آن قدر كم حس و حال به تصوير مى آيد كه با خاتمه سكانس، به سرعت كاركردش را از دست مى دهد.
با اين وجود يكى از اتفاقات مثبت فيلم، حضور ابوالفضل پورعرب در نقشى منطبق با سن و سال واقعى خويش است. در حالى كه هنوز هم درتله فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى، وى را در قامت جوانى جوياى كار و ازدواج مى بينيم، اين بار تماشاگر او را در سيماى پدرى كه صاحب دخترى در سنين جوانى است، مى بيند و البته باور مى كند. سكانس هاى پايانى فيلم كه با سفر دختر به شهرستان بم به منظور شركت در كنسرت موسيقى يكى از پسران آجرى، همراه است و نمايشگر رضايت نسبى پدر با ازدواج آن دو مى باشد، در زمره همان پايان هاى كليشه اى قرار مى گيرد كه تماشاگر را وادار مى سازد لحظه اى از دنياى واقعيت خارج شده و با حضور در عالم خيال، چنين پايان بى نهايت خوش بينانه اى را متصور شود. در اين لحظات ناخودآگاه اين جمله پسرك باهوش ولى تنهاى كتاب !زندگى در پيش رو در ذهن نقش مى بندد كه: بهترين چيز براى من اين است كه بروم يك جايى زندگى كنم كه واقعيت نداشته باشد با تمام اين اوصاف اكران فيلمى از جنس سينماى بدنه كه وارد ساختن تلنگرى هرچند كوچك، به جامعه غرق در روزمر گى را مدنظر قرار داده، اتفاقى خوشايند است، اتفاقى كه اگر در آينده با دقت و تامل بيشترى همراه گردد، نتايج به مراتب ارزشمندترى را به دنبال خواهد داشت.
----------------------------------------------------
امار فروش پسران اجری
فروش <پسران آجري>بعد از 40 روز به مرز 107 ميليون رسيد. فيلم مجيد قاريزاده روز دوشنبه را با ششصد هزار تومان سپري كرد.
---------------------------------------------------
توفیق اجباری» برشی از واقعیت زندگی محمدرضا گلزار / نويسنده فيلمنامه از بازيگران جايگزين گلزار ميگويد
سينماي ما- نویسنده فیلمنامه "توفیق اجباری" این فیلم را برشی از واقعیت زندگی محمدرضا گلزار میداند و نه تمام حقیقت زندگی او. پیمان عباسی در این باره گفت: زمانی که بازی در "توفیق اجبار" به محمدرضا گلزار پیشنهاد شد او نگران بود و خواست فیلمنامه را به شکل کامل مطالعه کند. بعد از آن از حاصل کار خوشش آمد، چرا که دید در این فیلم قرار است واقعیات زندگی یک سوپراستار و مشکلات او در زندگی خصوصی به تصویر کشیده شود.وی درباره چگونگی شکلگیری فیلمنامه و همکاری با محمدحسین لطیفی گفت: "سه ماه قبل ایده فیلم را به لطیفی دادم، اما او گفت بهتر است فیلمنامه کمدی دیگری کار کنیم. قرار شد فیلم یازده سپتامبر را کار کنیم که میسر نشد. بعد قرار شد با تهیهکنندگی ناصر شفق فیلمنامه "دختری برای تمام فصول" را به سرانجام برسانیم که آن هم عملی نشد."
نویسنده فیلمنامه "توفیق اجباری" افزود: "بعد از اینها پروژه "آفتابپرست" به تهیهکنندگی سیدکمال طباطبایی مطرح شد و بعدها اسم آن به "توفیق اجباری" تغییر کرد. اما آن طرح با فیلمنامهای که در حال حاضر ساخته شده کاملا تفاوت داشت. در شرایطی که لطیفی با توجه به تعهدی که به پروژه "روز سوم" داشت مجبور شد ساخت این فیلمنامه را به زمانی دیگر موکول کند." وی در ادامه گفت: "پس از آنکه "روز سوم" تمام شد، لطیفی سراغ "توفیق اجباری" آمد و به من گفت بهتر است همان ایدهای که سه سال قبل مطرح کرده بود، یعنی پرداختن به زندگی یک سوپراستار سینما را دستمایه فیلم جدیدمان قرار دهیم و موضوع قبلی را کنار بگذاریم." عباسی گفت: "بر همین اساس بدون اینکه با محمدرضا گلزار صحبت کنیم، در کمتر از 10 روز فیلمنامه جدید آماده شد و با گلزار صحبت کردیم، اما در آن زمان او قرار بود در فیلم "لبه پرتگاه" بهرام بیضایی بازی کند که این مسئله منتفی شد و مذاکره با گلزار و ساخت فیلمی با محوریت او شکلی عملیتر به خود گرفت."
وی با اشاره به اینکه با در نظر گرفتن احتمال حضور نیافتن گلزار چه ترفندهایی برای ساخت پروژه در نظر گرفته بود، افزود: "گزینه بعدی ما برای این نقش مهران مدیری بود که البته در صورت حضور او در این پروژه میانگین سنی شخصیتهای فیلم بالاتر میرفت. حتی به پوریا پورسرخ هم فکر کردیم و با حضور او قصه به سمتی میرفت که یک بازیگر یکشبه ره صد ساله را پیموده و با شهرتی همه گیر رو به رو شده است. گزینه بعدی ما زوج طهماسب و جبلی بود." نویسنده "توفیق اجباری" درباره چگونگی روند داستان با حضور طهماسب و جبلی گفت: "داستان فیلم در آن نسخه درباره یک مجری تلویزیونی بود که بسیار مورد توجه خانمها قرار میگرفت و همسرش که وکیل پروندههای جنایی بود با این مسئله مشکل داشت. نقش وکیل را قرار بود فاطمه معتمد آریا بازی کند و نقش برادرش را حمید جبلی که در فیلم فعلی رضا عطاران است."
عباسی سپس به کارهای تحقیقی برای تکمیل فیلمنامه پس از پذیرش نقش توسط گلزار پرداخت و گفت: "من بعد از پذیرش نقش توسط گلزار همراه با او در اماکن مختلف عمومی حضور پیدا کردم و واکنشهای مردم را دیدم که برخی از آنها از جمله سکانس بچهای شش ماهه که مادرش میگوید عاشق گلزار است را از دل همین واقعیت ها گرفتم." وی "توفیق اجباری" را فیلمی با ماهیت تلخ عنوان کرد و گفت: "ماهیت قصه ما تلخ است و اساسا طنز نیست. ما در این فیلم نشان می دهیم که یک سوپراستار با چه محدودیتهایی رو به روست و هیچ جا نمیتواند حضور پیدا کند و همسرش هم به خاطر همین مسائل از او جدا شده است. همه این اتفاقات تلخ است." عباسی درباره سایر بازیگران "توفیق اجباری" گفت: "رضا عطاران از ابتدا مد نظر ما بود و در واقع بار طنز فیلم بر دوش اوست. ضمن اینکه ما برای نشان دادن مشکلات حاشیهای زندگی گلزار بین اعضا خانواده شخصیت پدربزرگ را وارد کردیم و انتخاب آقای پورمخبر هم با نظر لطیفی و همیاری دیگر اعضا انجام شد."
نویسنده "توفیق اجباری" در پایان با رضایت از همکاری با محمدحسین لطیفی در این پروژه گفت: "کار با لطیفی بسیار لذتبخش است. او کارگردانی باهوش و زیرک است و خودش به ضرورت فیلمنامه را دستخوش تغییر میکرد که اتفاقا همه تغییرات او مثبت بود."
منبع خبر : مهر
|
|
----------------------------------------------------
| |||
|
«فاضل جمشيدي» در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:در جلسه نقد نغمه كه به بررسي موسيقي تيتراژهاي سريالهاي ماه رمضان اختصاص داشت،پس از نقد و بررسي كامل ،از بين 5 موسيقي تيراژهاي ماه رمضان، موسيقي شكرانه به عنوان بهترين موسيقي شناخته شد.
-------------------------------------- رفیق بد ۲ ساخته می شود مجید مدرسی تهیهكننده «رفیق بد» گفت: اگر «رفیق بد» اینقدر استقبال كننده دارد، ما «رفیق بد۲» را هم برای جلب نظر مخاطب خواهیم ساخت.به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، شب گذشته فیلم سینمایی «رفیق بد» به كارگردانی عباس احمدیمطلق با حضور جمع كثیری از هنرمندان و علاقمندان در اریكه ایرانیان به نمایش در آمد. | |||



![[IMG]http://i7.tinypic.com/81futtj.jpg[/IMG]](http://i7.tinypic.com/81futtj.jpg)
:سومين جشنواره فيلم کوثر ديروز با زيارت جمعي از اهالي سينما از بارگاه حرم مطهر امام رضا (ع) و نيز ديدار با خانواده هاي شهداي مشهد آغاز به کار کرد. 





















:مخاطبان سيما نسبت به يک سريال نمايشي که سه بار در هفته نمايش داده ميشود چه واکنشي نشان خواهند داد؟ اين سوالي است که ما هم مانند خيلي از مخاطبان سيما منتظريم تا ببينيم با نمايش سريال «ساعت شني» از شبکه يک سيما شاهد آن باشيم. 




